دلنوشته
دلم جنگل،دلم باران، دلم مهتاب میخواهد
دلم یک کلبهی چوبی کنارِ آب میخواهد
چنان دلگیرم از دنیا که ترجیحن دلم شعری_
پُر از تصویرِ موزون و خیالی ناب میخواهد
قلم دستم به دامانت، بِکِش یک دسته مرغابی
که دل آرامشِ محضِ لبِ تالاب میخواهد
جهانی خالی از وحشت،
دلم یک جنگلِ سبزِ پُر از سنجاب میخواهد
بکِش یک کودکِ ساده، که از اسباببازیها
نه شمشیر و نه نارنجک، فقط یک تاب میخواهد
تمامِ حسِ شعرم را بِگُنجان در غزل امشب
که این تصویرِ رویایی، فقط یک قاب میخواهد
+ نوشته شده در سه شنبه دهم تیر ۱۴۰۴ ساعت 2:55 توسط موسوی وکتانباف
|