دکتر شریعتی
پیشگفتار
آثار دکتر علی شریعتی اندیشمند مسلمان، در محافل علمی و فرهنگی جامعه بسیار بحث انگیز و گفتگو ساز بوده است. این اندیشمند بزرگ، میراث فکری _ فرهنگی عظیمی از خود بجای گذاشته که اگر نگوییم پاسخی به همه پرسش های زمانه بود، لااقل می توان ادعا کرد که دریچه ای نو به جهان بینش و اندیشه و احساس گشوده است. او در طول زندگی فکری _ فرهنگی خود، به دنبال طرحی نو برای آگاهانیدن انسان و جامعه نسبت به هویت فرهنگی خویش بود و با ارائه تصویر جدیدی از تاریخ، فرهنگ و مذهب، قصد آن داشت تا مردم را برای یک دگرگونی بزرگ آماده کند.
نمونه هایی از فعالیت اجتماعی _ فرهنگی و ایدئولوژیک او را به طور فشرده می توان چنین فهرست کرد:
بازآفرینی میراث فرهنگی گذشته، به کارگیری روش های جدید در قلمروهای متنوع فکری _ فرهنگی، غنا بخشیدن به فرهنگ ملی _ مذهبی، ترغیب و تشویق جوانان و روشنفکران برای مشارکت در تغییر و دگرگونی جامعه، آگاهانیدن جامعه به از خود بیگانگی های چندگانه ای که دچارش شده بود، ارائه الگوهای مناسب، برای رشد و تکامل انسان، نقد جامعه و فرهنگ خودی، طرح تعهد در حوزه های ادبیات، هنر و فرهنگ، ایجاد ساختارهای نوین در فرهنگ و ادبیات، نوسازی فرهنگ دینی، آموزش روش شناسی خلاقیت در جامعه، بیان معیارهایی برای دستیابی به فرهنگ جمعی و فردی«خودی»، مبارزه با سلطه ی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بیگانه، آگاهانیدن مردم نسبت به نابرابری های اجتماعی، توجه دادن جوانان به سه مفهوم برابری انسانی، فردیت و استقلال انسانی، منش اشراقی، نشان دادن راه های عملی و واقع بینانه برای زیستن نمونه های فراوان دیگر، کوشش اوست در جهت اصلاح بینش و فرهنگ جامعه و راههای گسترش آن و شناسایی عوامل بازدارنده و جلو برنده ی یک ملت و طرح ایده الهای انسانی با گستره ای نو و در تمامی ابعاد.
بطور خلاصه باورهای بنیادی او که عمر گرانسگ خویش را بر روی آنها گذاشت، عبارتند از: بازگشت به مذهب، تکیه بر فرهنگ خودی گسترش فرهنگ با روش های جدید و بهره گیری از دانش جهانی، تکیه بر عنصر تعهد در علم و ادبیات و هنر، بازسازی اندیشه ی دینی در فرایندی نو، تکیه بر انقلاب فکری بجای قیام سیاسی، تکیه بر ایدئولوژی بجای فرهنگ، در جستجوی حقیقت با شاه بال عقل و عشق، علم و ایمان اندیشه و احساس، جستجوی خدا در متن مادیت، نیایش برای پیوند و اتصال من بسیار کوچک آدمی با من نهایی و بزرگ، ذبح مصلحت در پیش پای حقیقت، داشتن جامعه ی آرمانی بر پایه قسط و عشق و آزادی، در جتجوی انسانی با سه خصلت: اشتیاق عاشقانه، برابری انسان مدارانه، آزادی آگاهانه.
چهار دوره زندگی معنوی و فرهنگی:
از گروه خداوندان قلم معاصر، شریعتی یگانه شخصیتی است که در فرصتی اندک، بیش از همه و فراتر از زمان خویش سخن و نوشته از خود به جای گذاشته است. مجموعه سی و پنج جلدی او دلیل آشکاری بر مدعای ماست. در سراسر تاریخ فکر و فرهنگ و ادب ایران زمین، هرگز انسان متفکر و روشن بینی را نمی یابید که در زمان محدودی، خیل عظیمی از موضوعات متنوع و جذاب، در زمینه ی فرهنگ و تمدن و انسان و تاریخ و جامعه عرضه کرده باشد.
انسان با مشاهده این همه اثر که همه اش گنجینه ی معرفت و حکمت است به شگفت می آید. او با کلام اعجازگرش، انقلاب عظیم فکری به وجود می آورد و شیپور بیداری بر تن های مرده و بی رمق مردم این سرزمین نواخت و آنان را از غفلت پوچی و پلیدی به خود آگاهی انسانی و اجتماعی فراخواند و چندین اثر جاوید و شگرف از خود به یادگار گذاشت که همه ارائه طریق و به یک تعبیر کتاب نور و هدایت است.
بیست و سه سال کوش و جدیت برای نجات انسان و جامعه، رسالتی بود که شریعتی به عنوان روشنفکر مسئول و متعهد بر دوش داشت، و همواره با کلام و قلمش به گریختگان از خویش و مردم می گفت به کجا می گریزید، بازگردید و به نشستگان نهیب می زد که به خود تکانی دهید و به جنبش در آیید. اما دریغ از سه جبهه ناکث و مارق و قاسط که سد راهش شدند تا مبادا سخن سحر انگیزش ، مردم را بیدار کند و خواب از چشم این سه حرامی برباید و ایشان را آشفته سازد.
برای همین حسینیه ارشاد، مقام نزول آیات سترگش را بستند و به زندانش افکندند تا تودهی مردم از این پیام آور، که سروش وحی اش، خود بود، محروم بمانند. با این همه نتوانستند، چون او پیام را ابلاغ کرده بود و اینک مردم بودند که باید به آن عمل می کردند. با عروج روحش، مردم به ناگاه بر دیو شوم خروشیدند و بی پروا و جسورانه خواب منظم دشمن را آشفته ساختند، و آن شد که همه می دانند.
آری حصر و مقابله، موجب نگشت تا جامعه از حکمت این پرومته که آتش خودآگاهی و بینایی را بدور از چشم خداوندان، ربوده و به مردم ارزانی داشته بود، محروم بماند. با انتشار مجموعه آثار این رسول مینوی، ابدیتی از میوه های ممنوع بینایی و حکمت بر مردم فرود آمد. اما کثرت و تنوع نغمه های بهشتی او، به اندازه ای بود که دوست داران و یاران صادق وی را تنها به دست افشانی مشغول داشت و آنچه که تا کنون از این دفینه ی با ارزش به دست آورده اند، جز دستاری بیش نبوده است. حال آن که اقیانوس اندیشه و معرفت حکیمانه و خودآگاهانه او بسی عمیق تر از آنی است که در خیال می گنجد. و به ژرف نگری و بررسی بیشتری نیاز دارد.
تراکم موضوعات متنوع و بدیع و بکر و درهم تنیدگی این موضوعات در یکدیگر و نیز داشتن بار معنای عمیق و زنده، بر دشواری فهم و هضم درست گفتار پیامبرانه اش افزوده است. هر چند صهبای او به صرافت بیشتری نیاز دارد و با پیمانه کوچک خویش نمی توان لاجرعه دریای آگاهی و حکمت او را نوشید. با این حال درک کلام او دیریاب و مشکل نیست و با مطالعه و کندو کاو بیشتر می توان به عمق گفته های سحر آمیزش دست یافت. نخستین گام در شناسایی و اندریافت مصحف روشنگرانه و معنوی این اندیشه وی واقعگرا و آرمانخواه هوشمند، مطالعه و بازجست نوشتار و گفتار اوست. اگر بخواهیم با فراز و نشیب های ماجرای فکری _ اشراقی این توحید گرای ژرف بین آشنا شویم، باید به طی طریق در سلوک معنوی و معرفت حکیمانه ی او بپردازیم.
شریعتی پس از تکمیل پژوهش های خود، در زمینه ی تاریخ و جامعه شناسی در غرب به سرزمین منتظر و تشنه ایران باز می گردد، و اندوخته های گسترده ی خویش را در جهت احیا و بازسازی اندیشه های معنوی ایران اسلامی به کار می گیرد. او کمتر از ده سال (52 – 1342 ه. ش)نزدیک دوازده هزار صفحه از دیدگاههای گوناگون درباره ی تاریخ و جامعه و انسان و ایدئولوژی و جهان بینی و ... عرضه داشت. و با ذهن آفرینشگری که داشت، همه کوشش او معطوف بر این بود تا به عنوان روشنفکری مسئول و متعهد، رسالت پیامبرانه اش را در عصر خود به انجام رساند. برای این منظور، در دو جبهه سنت و تجدد به پیکار برخاست، در جبهه نبرد با سنت به اصلاح و تصفیه و استخراج منابع فرهنگ خودی پرداخت و هویت فرهنگی _ فکری جامعه ایرانی اسلامی خود را بازشناسی و نوسازی کرد. از سویی دیگر در جبهه نوگرایی، جسورانه به شبه روشنفکران مقلد غرب، نشان داد که آنچه آنها دل بدان مشغول داشته اند، تمدن و فرهنگ نیست که تجدد نام دارد. به همین منظور شریعتی کوشید تا به جهان سوم، بخصوص مسلمانان راهی جدا از تجربه ی غرب نشان دهد.
باری زندگی فکری _ معنوی شریعتی در چهار دوره خلاصه می شود. دوره ی جوانی، یعنی پیش از مسافرت به فرانسه. او در این زمان، با شور و شعف فراوانی که برای آموختن و دانستن داشت، لحظه ای در فراگیری و مطالعه درنگ نکرد، ضمن تحصیل در دانشکده ی ادبیات مشهد به فعالیت های اجتماعی و فرهنگی نیز می پردازد و حاصل آن، در فاصله 1333 و 1338 ه.ش انتشار سه ترجمه و یک جزوه است. ابوذر «غفاری خداپرست سوسیالیست» نوشته «عبدالحمید جودة السحار»، « نمونه های عالی اخلاقی در اسلام نه در بحمدن» ترجمه نامه «محمد حسین آل کاشف الغطاء» در محکومیت امپریالیسم، «در نقد و ادب» نوشته «دکتر مندوره» و «تاریخ تکامل فلسفه».
دوران تحصیل در فرانسه. عطش دانستن او را به دیار غرب کشانید. در فرانسه برای آنکه زودتر و سریع تر به مقصد خود نائل شود و زبان را فرا گیرد به ترجمه ی کتاب نیایش اثر«الکسیس کارل» پرداخت. در کتاب گفتگوهای تنهایی، می نویسد:
«دیدم آلیاس فرانسه هم جای زبان یاد گرفتن نیست، آن را رها کردم، کتاب نیایش پفسور آلکسیس کارل را که در ایران می شناختمش، گرفتم و در اتاقم را به روی خودم بستم نه به کمک، بلکه به زور دیکسیونرهای فرانسه به فارسی، شروع به ترجمه کردم، شیفتگی من به افکار کارل و آشنایی و علاقه ام به وی، خستگی ناشی از ترجمه کتابی را که با زبانش آشنایی درستی نداشتم و مشکلات اندیشه های فلسفی و پیچیدگیهای تعبیرات ادبی که آن را نمی فهمیدم، جبران می کرد.» (گفتگوهای تنهایی ص 56)
در حین تحصیل، با جبهه ی آزادی بخش الجزایر آشنا شد و با آن ها برای استقلال الجزایر همکاری می کرد. و نیز به جمعیت جوانان نهضت ملی ایران در اروپا می پیوندد و در فعالیت های سازمانهای دانشجویی ایران در اروپا، از جمله ی اتحادیه ی دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه و کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور شرکت می کند. و به عنوان یکی از اعضای هیات تحریریه ماهنامه ایران آزاد، مقالاتی برای این نشریه می نوشت. همچنین از فعالین سازمان دانشجویان وابسته به جبهه ی ملی ایران بود و در جلسات مختلف و کمیته ها و سخنرانی ها شرکت می کرد و مقالات متعددی با نام مستعار شمع، (شریعتی _ مزنیانی _ علی) در نشریه دانشجویان وابسته به جبهه ی ملی مقیم فرانسه نوشت.
او علاوه بر «ایران آزاد» با «اندیشه جبهه» در آمریکا و «نامه ی پارس» نیز همکاری داشت. ولی فعالیت های سیاسی او را سیراب نمی کرد. او بعد از کناره گیری از روزنامه «ایران آزاد» به این نتیجه رسید: برای پایان بخشیدن به ظلم و بی عدالتی و استبداد و برای به دست آوردن آزادی و برابری و داشتن جامعه ای انسانی و موحد، باید ریشه جهل و ناآگاهی را خشکانید و علیه تفکر پوسیده و قرون وسطای خویش به مبارزه پرداخت، عقاید و افکار مندرس و کهنه را از محیط جامعه دور کرد و نهضت عظیم فکری برای تحول و دگرگونی در اندیشه های قرون وسطایی به راه انداخت.
شریعتی با خواندن کتاب دوزخیان روی زمین اثر فرانتس فانون، نویسنده ی الجزایری، تحت تاثیر افکار و نوشته های او قرار می گیرد. و با الهام از اوست که به این نتیجه می رسد، برای ملت های جهان سوم، راهی جز راه اروپا و غرب وجود دارد.
پس از اتمام تحصیل در فرانسه، تصمیم می گیرد تا به ایران بازگشته و به مبارزه ی فکری _ فرهنگی _ سیاسی بپردازد. او برخلاف میل باطنی اش که دوست داشت تا مدتی بیشتر در اروپا بماند و به مطالعه و تحقیقات خود ادامه دهد، به ایران بر می گردد. در مرز ایران و ترکیه دستگیر و روانه زندان می شود. تنها اثر مربوط به این دوران که در فاصله 1338 و 1343 ه.ش از سوی او به نگارش درآمده، ترجمه «نیایش» نوشته ی «الکسیس کارل» است.
دوره ی سوم زندگی فرهنگی _ معنوی شریعتی بعد از بازگشت به وطن و پس از آزادی از زندان سال 1344 ه.ش آغاز می شود. او در فاصله ی آزادی از زندان تا اشتغال به تدریس در دانشکده ی ادبیات مشهد، با وجود مخالفت های فراوان، در اوقات فراغت خود دو اثر به رشته تحریر در آورد. یکی «راهنمای خراسان» که بنا به پیشنهاد «سازمان جلب سیاحان» که از وی خواسته بود تا کتابی تاریخی، فرهنگی درباره ی خراسان بنویسد. دیگری ترجمه کتاب«سلمان پاک» نوشته لویی ماسینیون. شریعتی در فاصله ی 1345 تا 1348 ه.ش همزمان با تدریس در دانشگاه مشهد و سخنرانی در دانشکده هایمختلف دیگر مانند دانشکده های تهران و شیراز و آبادان، این آثار را به نگارش درآورد: اومانیسم در غرب و شرق، اسلام شناسی( درسهای دانشکده ی مشهد)، ضرورت شناخت تاریخ و پاره ای از وقایع صدر اسلام، مکتب تعلیم و تربیت اسلامی، نوروز، اگزیستانسیالیسم، کویر، تشیع میعادگاه روح سامی و روح آریایی، توتم پرستی، انسان و اسلام، چهار زندان انسان، تاریخ تمدن، روشن شناخت اسلام، علی حقیقتی برگونه ی اساطیر و نوشته های تنهایی.
در همین دوره است که شریعتی، اندیشه های بلند عرفانی خویش را در کتاب کویر به رشته تحریر درآورد. این کتاب از نوشته ای تنهایی اوست، که در آن فکر و ایمان، عشق و عقل، کشف و شهود عارفانه و اندیشه ی انسان گرایانه غرب، معنویت عرفان ایران _ اسلامی و تفکر عقل گرای غرب، جمع شده اند. کویر داستان سرنوشت انسان در تاریخ است، داستان شدن انسان است. او درباره ی کویر می نویسد:
«من در کویر، از لائوتزو و بودا تا هایدگر و ساتر، پلی زده ام، و بهتر بگویم پلی کشف کرده ام که آن را مدیون «قصه آدم» در فرهنگ ابراهیمی ام و تجسم عینی سمبلیکش حج تئاتری که در آن کارگردان خداست و بازیگر، انسان و نمایشنامه، فلسفه ی وجود و داستان آفرینش و قصه ی خلقت انسان و تکوینش در تاریخ و حرکتش در ذات، بر مبنای جهان بینی توحید.» (مجموعه آثار 33، گفتگوهای تنهایی، ص 1283.)
دوران فعالیت در حسینیه ارشاد، تا زندان و خانه نشینی و هجرت و شهادت. این دوره که در فاصله ی 1356-1348 ه.ش است یکی از پربارترین و پر التهاب ترین دوران فعالیت اجتماعی و فرهنگی شریعتی است. در مدت پنج سال بیش ترین آثار را به جامعه ارزانی داشت. در این مدت کوتاه، چیزی حدود ده هزار صفحه از اندیشه های بدیع و بنیادینش را در زمینه های مختلف فکری و فرهنگیو اجتماعی به صورت سخنرانی و نوشته عرضه می کند.
بخش اعظم این دوره با شکوه و پرثمر، به سال های فعالیت شریعتی در حسینیه ارشاد مربوط می شود. حسینیه ارشاد که در سال 1346 ه.ش توسط عده ای از شخصیت های ملی و مذهبی، تاسیس شده بود. هدف این موسسه عبارت بود از انجام مطالعات و تحقیقات درباره ی مسائل علمی و دینی و نشر تعلیمات اسلامی.
شریعتی در طی سالهای فعالیتش در ارشاد، می کوشد تا موسسه حسینیه ی ارشاد را از یک موسسه خیری کوچک که کارش تنها تبلیغ و ترویج تعلیمات اسلامی بود به یک دانشگاه بزرگ ملی _ اسلامی تبدیل کند یکی از دغدغه ها و نگرانی های او کمی وقت بود. از یک سو در جهان، مکتب های علمی و فکری گوناگون و ایدئولوژیها و فلسفه های مختلف، حجم عظیمی از تئوری ها و نظریه های علمی و فلسفی را با جدیدترین و پیشرفته ترین وسائل اعم از نشریات و کتاب و فیلم و هنر و ... عرضه می داشتند، و نسل جوان این مرز و بوم را فریفته خود کرده بودند. و از طرفی دیگر، جامعه اسلامی تاری از تفکرات منحط و عقب مانده و عقیم بر خود تنیده بود و به سنت و تدین با هر گونه نوع آوری و نو اندیشی مخالفت می ورزید. در چنین شرایطی، شریعتی از وضعیت پیش آمده، کمال استفاده را می کند و با گفتار و نوشتار بی وقفه خویش و همچنین تشکیل گروههای پژوهش نظیر گروه تاتر، گروه ادبیات، گروه تحقیقات قرآن و نهج البلاغه، گروه تبلیغ، گروه کودکان و نوجوانان و ... سعی می کند، ایدئولوژی اسلامی را تدوین کند.
شریعتی مدت 18 ماه در زندان، در سلول انفرادی به سر می برد. رژیم شاه سعی داشت با شکنجه های جسمی و روحی او را پای درآورد. اما چنان که خود می گوید او هرگز تسلیم نشد:
«من شکست نمی خورم، ایمان و دوست داشتن رویین تنم کرده اند، وقتی تنهای تنهایم کردند و دنیایم، چند وجب، در چند وجب، تنگ و تاریک مثل گور، بریده از جهان و جهانیان، دور از عالم زندگان، و یادها و نامها نیز از خاطرم گریخته بودند، در خالی ترین خلوت و مطلق ترین غیبت، که هیچ نبود و هیچ نمانده بود. باز هم در آن خای و خلاء محض چیزی داشتم، در آن غیب محض، حضوری بود، در آن بی کسی محض، احساس می کردم که چشمی مرا می نگرد، می پاید، دیده می شوم، حس می شوم، «بودن»ی در خلوت من حضور دارد. کس بی کس ام را پر می کند، در آن فراموشخانه نیستی و مرگ و تاریکی و وحشت، یار تماشاگر دارم که یاد و وجود و حیات و روشنی را در رگ هایم تزریق می کند، حتی گاهی سلامش می کنم، گاهی از او خجالت می کشم، گاهی از او چشم می زنم، مواظب اعمال و رفتار و حرکات و افکار خویشم، از اینکه می بینم از من راضی است، از کارم خوشش آمده است، به خود می بالم، کیف می کنم، خودخواهی ام اشباع می شود، سرفراز و مغرور و قوی و روشن و خوب ! ». (مجموعه آثار شماره 1 ، با مخاطبهای آشنا ص 269.)
در سفر شاه به سوییس و الجزایر، ژاک برک، جامعه شناس و استاد دانشگاه سوربن و عبدالطیف خمیستی وزیر امور خارجه الجزایر که زمانی در فرانسه یکی از هم کلاسی ها و همرزمان شریعتی بود، از شاه می خواهند که شریعتی را از زندان ازاد کند. شاه نیز قول می دهد که پس از بازگشت به ایران او را آزاد کند.
در ابتدای سال 1354 ه.ش شریعتی از زندان آزاد می شود. ولی همواره از طرف ساواک تحت کنترل و مراقبت قرار داشت. و از هر گونه فعالیت اجتماعی منع شده بود.
ساواک بارها و بارها از او می خواست که با آنها همکاری کند، ولی او زیر بار نمی رفت. همه راه ها بر روی او بسته بودند. ساواک همواره او را تهدید به زندان و مرگ می کرد. با این حال در همین زمان که خلع سلاح شده بود، بیکار ننشسته و با شرکت در مجالس خصوصی که از طرف برخی دوستان برپا می شد، به ایراد سخنرانی می پرداخت که سخنرانی حر یکی از آنهاست. و یا در تنهایی و خلوت می نوشت. اما این ها او را سیراب نمی کرد. اقیانوس پر تپش فضا می خواست تا در آن جریان یابد. شط می خواست تا به سوی کویر تفتیده و تشنه ی نسل معاصر خویش، روان شود:
« ... اما شرم از زنده ماندن و ننگ نفس کشیدن، که تنها نشانه های زندگی من است و دارد مرا خفه می کند، و لحظه ای نمی توانم از برابر ضربات مستمر این سوال که، در این دو سال چه کرده ای؟ چه کار می توان کرد؟ چرا به مدینه ی گرسنه ی محاصره شده ای که در تهدید نابودی است خوراک و سلاحی نمی رسانی؟ » (نامه ها به نقل از طرحی از یک زندگی، ص 212.)
اما حرامیان، این کرگدن تنها را به دلیل جسارت و گستاخی اش نسبت به خدایگان ملک سربریده و به شهادت رساندند.
شاید بتوان مرحله ی چهارم زندگی فکری و معنوی شریعتی را، دوران تدوین ایدئولوژی اسلامی، دانست. همانطور که پیش از این گفتیم در این دوره، قریب ده هزار صفحه، حکمت دینی از مکاشفات جانش به جامعه ارزانی داشت. و جامعه را در آستانه یک انقلاب و تحول فکری و فرهنگی عظیمی قرار داد. با استخراج و تصیه منابع فرهنگی با شیوه ها و روش های نوین، ساختمان اعتقادی اسلام را از نو بازسازی کرد.
به جرأت می توان او را یکی از احیا گران و مصلحان دوران معاصر نامید که توانست نسل خویش را در برابر مکتب ها و ایدئولوژیهای مختلف وارداتی و نیز تفکر منجمد و پوسیده قرون وسطایی، مسلح کند و به آنها آموخت که با چه روش هایی از دام دشمن بگریزند.
اندیشه های اجتماعی دکتر علی شریعتی:
دکتر شریعتی، بینش روشن خویش را به بهای یک تلاش پایان ناپذیر به دست آورده بود. او به اعماقی راه برد که کمتر کسی بدان ها دسترسی یافته بود. او در صحنه های گوناگون درگیر بود و غالباً از صحنه نبرد، خسته و گاه خرد شده بیرون می آمد، اما از رهگذر همین کشاکش ها، بصیرت هایی را در مورد ماهیت انسان و جامعه اش به ارمغان آورد که گنج پربهایی برای نسل های آینده ی پژوهشگران و اندیشمندان اجتماعی خواهد بود.
دکتر شریعتی اندیشمندی دردآشنا و با سوزوگداز بود که اعتلای اسلام و دین و رهایی مردم مسلمان ایران و کل ملل اسلامی از چنگال استعمارگران، آرزوی بزرگ او بود. او هم در برابر متحجران و مقدس نماهای نادان، ایستاد و هم در برابر متجددان بی تقید و بریده از خدا و مذهب موضع گرفت. مطالعه و بهره برداری از بسیاری از آثار و مطالب دکتر،بویژه آنها که در نقد نظام سرمایه داری،غرب باوری و تجددگرایی بیریشه است، همچنان برای جامعه و نسل جوان و دانشجوی ما مفید و بلکه ضروری است.
دکتر شریعتی را می توان، در زمره ی آخرین نسل روشنفکران دایره المعارفی به شمار آورد. او که از دین گریزی جاهلانه عصر خویش و وضع رقت بار جامعه، در تقلید از فرهنگ غربی و خودباختگی در برابر آن رنج می برد، از روی دردمندی ندا سر می دهد که باید در احیای تفکر دینی تلاش کرد و تمامیهم و غم خویش را در این راه، مصروف داشت و نوشت، مسئولیت اصلی و اصیل ما تنها در یک چیز است و آن: «تجدید بنای مکتبی و مسلکی اسلام، با بینش شیعی و بر اساس کتاب و سنت و علم و زمان.»
ویژگی های فکری شریعتی:
طراوات، شورآفرینی و حرکت زایی، از ویژگی های فکری دکتر شریعتی است. رمز طراوت و تازگی افکار او را در ارائه مباحث نو و ژرف، پیرامون انسان و تحولات اجتماعی می توان یافت.
در حقیقت، زیستن برای شریعتی مساله نبود، بلکه مهمترین مساله برای چگونه زیستن بود. به همین دلیل، از آغاز زندگی نه فقط به ساختن و معنی بخشیدن به حیات پرداخت، بلکه همواره سنگینی «بارامانتی» را که از اجداد و پدرانش به او به ارث رسیده بود، به شدت احساس می کرد و با شتاب می خواست آن را به سر منزل کقصود برساند، چنانچه در آخرین نامه به پدرش یادآور شد «من، به لطف خدای بزرگ، که از این همه محبت های اعجازگرش نسبت به خویش شرمنده ام و احساس آن قلبم را به درد می آورد و روحم را از هیجان به انفجار می کشاند، بی آنکه شایستگی اش را داشته باشم. به راهی افتاده ام که لحظه ای از عمر را برای زندگی کردن و خوشبخت شدن، حرام نمی کنم و توفیق های او ضعیف هایم را جبران می کند، و چه لذتی بالاتر از اینکه عمر ناچیزی که در هر صورتش می گذرد، این چنین بگذرد ... » ؟ (ر.ش: رزمجو: 1373 و سعیدی، 1372).
از ویژگی های شخصیتی دکتر شریعتی این بود که با آغوشی باز به مقابله با خطرات می رفت و در برخورد با مشکلات، بی واهمه بود. خلوص، دردمندی، نیاز و بی تابی در خدمت به مردم، از دیگر ویژگی های شخصیتی دکتر شریعتی بود، آنچه که به این ویژگی ها غنا می بخشد، تلاش بی پیرایه و فارغ از جاه و مقام و زر و آرامش و رفاه بود. او آرزو داشت و همواره می گفت،«خدایا، مرا به ابتذال خوش بختی مکشان، اضطراب های بزرگ، غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن. لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز، برجانم ریز».
اندیشه های اجتماعی دکتر علی شریعتی:
دکتر شریعتی در سال 1343، با کوله باری از اندوخته هایی که از تحصیلات خود در جامعه شناسی اسلامی و تجربه هایی که از انقلاب الجزایر و از حشر و نشر با اسلام شناسان غربی از فرانسه به ایران بازگشت و گام در میدان مبارزه با عوام فریبان سرسپرده و قلم به دستان خود فروخته نهاد.
دکتر شریعت، مرد فرهیخته ای بود که ذهنش را به روی انواع جریان های فکری باز نگهداشته بود، از همین رو به دشواری می توان تعیین کرد که کدامیک از این جریان ها، بر اندیشه ی او تاثیر عمده گذاشته است.
آثار و اندیشه های بارور دکتر شریعتی، نشانگر آن است که او به تبیین و بررسی مباحث پیچیده ی فلسفی علمی و اجتماعی پرداخته و با قلمی توانا و بیانی رسا و بی پیرایه، مفایم مزبور را روشن و در خور فهم ساخته است. برخی از اندیشه های اجتماعی او را به شرح زیر پی می گیریم:
جامعه گرایی و فردگرایی:
در فلسفه ی جامعه گرایی، جامعه به عنوان یک موجود مستقل از افرادش تلقی می شود که زندگی، خلق و خوی، عادت ها و سنت ها، ماهیت قوانین خاص، دگرگونی ها و تحولات تاریخ خاص خود را دارد. در این رویکرد، جامعه، مجموعه ای از افرادش نیست، بلکه مرکب از افرادش است، یعنی، شکلی نیست که از تجمع افراد انسانی فراهم آمده باشد، بلکه واقعیتی است قائم به ذات و پیکره ای است که افراد انسانی، سلول های آن بشمار می روند. جامعه در چنین رویکردی، دارای «نیازها»، «مصالح» و «قوانین رشد» مستقلی از افراد است و چه بسا که مغایر با آنها (توسلی، 35:1369).
در فردگرایی، فرد اصالت دارد و مقصود از «فرد» انسان است، زیرا جوهر انسانی یا انسان واقعی در فرد است و جامعه وجودی اعتباری است.
بحث جامعه گرایی و فردگرایی در قرن نوزدهم، یکی از جنجالی ترین مباحث علمی و ایدئولوژیک بود، اما در حاضر در جامعه شناس علمی منتفی است و جای خود را به اصالت جامعه شناسی یا روان شناس داده است. در جنگ میان این دو، غلبه با جامعه شناسی است.
امت و امامت:
دکتر شریعت(15: 1358) واژه «امت» را برای نامیدن گروه انسانی به جای اصطلاحاتی چون: ملت، طایفه، قبیله، قوم، نژاد و ... به کار می برد. کلمه امت از ریشه «ام» به معنی آهنگ، قصد و عزیمت کردن آمده و معنی آن دارای چهار عنصر: انتخاب، حرکت. پیش رو، مقصد است. با حفظ همه این معانی، واژه ی «امت» در اصل به معنی «راه روشن» است. از این رو، رهبری کردن، رهبری شدن، راه و رفتن، در این کلمه نهفته است.
اسلام پیوند اساسی و مقدس افراد انسانی را در اشتراک افراد در خون، خاک، تجمع، مقصد، کار ،نژاد یا حیثیت اجتماعی و نوع زندگی نمی بیند، بلکه در نظر اسلام اساسی تر و مقدس تر از همه اینها «رفتن» است، یعنی، گروهی از افراد انسانی که یک راه را برای «رفتن» انتخاب کرده اند.
بنابراین، امت عبارت است از «جامعه ی انسانی ای که همه افراد در یک هدف مشترکند، گردهم آمده اند تا براساس یک رهبری مشترک، به سوی ایده آل خویش حرکت کنند». و امامت عبارت است از هدایت این امت، به طرف آن هدف، از این نظر، در خود اصطلاح امت، وجوب و ضرورت امامت صددرصد نهفته است. امت بی امامت نمی شود. از طرفی، فرد انسانی وقتی عضو ام است، که در برابر رهبری جامعه متعهد باشد و تسلیم، البته تسلیمی که خود، آزادانه اختیار کرده است.
فرد در امت، دارای یک زندگی اعتقادی متعهد در برابر جامعه است و جامعه نیز متعهد به ایدئولوژی نیز متعهد به تحقق ایده آل و نیل به هدف(شریعتی، 40:1358)
اصلاحات و انقلاب اجتماعی:
اصلاحات اجتماعی مجموعه ای از برنامه ها و اقداماتی است که هدفش ایجاد دگرگونی در بخش های خاص یا انتخاب شده از جامعه است. این عمل به منظور هماهنگ کردن آنها یا بردن آنها به سوی ارزش های اجتماعی انتخاب شده است. در واقع، اصلاحات اجتماعی نوعی تلاش است در جهت حل مسائل و مشکلاتی که در هر زمانی یک نظام اجتماعی، یک کشور و یا یک گروه و منطقه ی خاص را تهدید می کند. در حالی که انقلاب عبارت است از حالتی ناگهانی، جامع، جهشی بنیادین و ساختاری که در جهت تغییر تمامی ابعاد نظام سیاسی، اجتماعی در جامعه معینی صورت می گیرد.
جامعه شناسی قرن 19 میلادی، جامعه را عبارت می داند از یک نظام که در آن، یک «زیربنا» و یک «روبنا» وجود دارد. شکل و نوع روبنای اجتماعی بستگی به شکل و نوع زیربنای جامعه دارد. تغییراتی که در جامعه ایجاد می شود، گاه تغییراتی زیربنایی است و زیربنای جامعه را عوض می کند که انقلاب نامیده می شود. و گاه تغییرات روبنایی است، که آن تغییراتی است که در این ستون ها یا در روابط میان این ستون ها و این رشته ها و شعبه ها داده می شود و اسمش «اصلاح» یا «رفرم» است. پس، انقلاب عبارت است از تغییر در زیر بنای جامعه، اصلاح یا رفرم، تغییر در نظام ها یا ستون های روبنایی است. (شریعتی 158:1359)
چهار زندان انسان:
از نظر دکتر شریعت، انسان دارای چهار جبر یا بیانی دیگر دارای چهار «زندان» است و وقتی انسان می تواند انسان باشد که بتواند از این چهار جبر (زندان) رها شود، این زندان ها عبارتند از:
1. تاریخ گرایی: انسان از دید تاریخ گرایی، چنانکه «هگل» می گوید: «برآیند جبری جریان هایی است که از گذشته به هم گره خورده و او را ساخته اند». بنابراین «انسان» بوسیله فرایندهایی که از گذشته ادامه داشته است، سربه هم داده و شده است « انسان». از این رو، انسان ساخته تاریخی است که در آن تاریخ نمی تواند دخالت کند. پس در «خود» نمی تواند دخالت کند، پس «انسان» هیچ چیز !
2. جامعه شناسیگرایی: جامعه شناسی انسان را ساخته جامعه می داند، جامعه شناسی گرایی انسان را گیاهی می داند که در زمینی به نام «جامعه» می روید! چگونه ؟ درست آن چنانکه آب و هوا و زمین جامعه اقتضا می کند، نه آن چنانکه خود، می خواهد، زیرا «خود» و «می خواهد» هر دو میوه ای است جبری روییده از جامعه، بنابراین «خود» در سرنوشت نمی تواند دخالت داشته باشد، چون «خود» چیزی جز انعکاس جامعه نیست! «او»، «جمع» را نساخته، بلکه این «جمع» است که «او» را ساخته است.
3. طبیعت گرایی: در طبیعت گرایی که جبر دیگری است، طبیعت انسان را می سازد، می رویاند و می میراند، بدانگونه که خربزه را. یا شاه توت را، آدمیکوچک ترین دخالتی در ساختمان خود ندارد، چرا که او چیزی است مانند سایر پدیده های طبیعت، که از آب و هوا و جغرافیا روییده است. اینست « منتفی شدن» آدمی به وسیله «جبر طبیعت».
4. روان شناسی گرایی: چهارمین زندان. روان شناسی گرایی و زیست شناسی گرایی است که مکتبی است تالیفی و ترکیبی و عبارت است از تعریف انسان براساس اصالت صفات زیست شناسی و روان شناسی.
5. زندان چهارم یا زندان «خویشتن» بدترین زندان است و انسان در برابرش عاجز ترین زندانی است. عجیب آنکه انسان در طول تاریخ از سه زندان_ طبیعت، تاریخ، جامعه رهایی یافته و بیشتر بر آن مسلط شده است، اما در برابر زندان چهارم، یعنی، جبر «خود» و زندان خویشتن عاجز تر است.(شریعی، 150: 1361)، زندان های سه گانه با علم و زندان چهارم با دین از می شوند. زندان «خویشتن» را می توان با اعتقاد نه با علم، بلکه با دین ماورای علمی یا به قول «تاین بی» "مافوق من" نجات داد.(شریعتی 119:1360)
6. پس انسان در فرایند تاریخ، ازادی خود را از زندان طبیعت، تاریخ و جامعه به تدریج به میزانی که علمش برآنها بیشتر می شود، بیرون می آورد. و قدرت و اراده اش بیشتر می شود و آن رسالت و خواست الهی که ساختن موجودی همانند اوست، تحقق پیدا می کند.
7. مردانی که توانسته اند برخوی ها، غریزه ها، عادت ها، لذت های شخصی و سلیقه های فردی چیره بشوند و کشش های انفرادی را در خودشان بکشند و به جای آن، اعتقاد و ایمان را جانشین بکنند، توانسته اند قرنی را، نسلی را ، تاریخی را، پدید بیاورند. موسی، محمد(ص)، عیسی، بودا کسانی بوده اند که توانستند از زندان خویشتن خود را نجات دهند و آزاد کنند، و برای همین هم علیرغم خویشتن، یک خویشتن دیگری ساخته اند، خویشتنی که نه پدر و مادر، نه محیط، نه شهر، نه تاریخ، نه خانواده و نه طبیعت سات، بلکه «خود» ساخت. (شریعتی 62: 1357)
اندیشه دکتر علی شریعتی برآیات قرآن مجید:
استاد علی شریعتی در مورد سوره های قرآن مجید تفسیرهای گوناگونی ارائه داده است و تحقیقات علمی و ارزنده ای برای پویندگان و جویندگان معنویت برجای گذاشته است.
منابع :
1. سیر تحول اندیشه دکتر علی شریعتی / قاسم میرآخوری ـ حیدر شجاعی.
2. تاریخ تفکر اجتماعی در اسلام / هدایت الله ستوده.
3. اندیشه دکتر علی شریعتی بر آیات قرآن مجید / عبدالکریم شریعتی مزینانی.
گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی (خدمات) _ کتانباف