حرمت خودکشی در اسلام

خودکشی در فرهنگ اسلامی به معنای عقب‏نشینی از نیل به غایت کمال و سقوط به وادی حسرت و ناکامی است.

بدین جهت این عمل از نظر اسلام حرام و محکوم است. چنانکه در قرآن کریم می‏فرماید: «وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ

 إنَّ اللّه‏َ کانَ بِکُمْ رَحیما، وَمَنْ یَفْعَلْ ذلک عُدْوانا وَظُلْما فَسَوْفَ نُصْلیهِ نارا»؛

« و خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است. و هر کس این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد، به زودی او را در آتشی وارد خواهیم کرد.» کلمه «لاتَقْتُلُوا» صیغه نهی است و دلالت بر وجوب ترک عمل دارد.

روایات متعددی نیز درباره مذمت خودکشی وارد شده است. در این روایات، صاحبان این عمل اهل جهنم قلمداد شده و بهشت برای آنها حرام شمرده شده است. در ذیل به چند نمونه از روایات اشاره می‏کنیم:

 1-  أبی ولاّد می‏گوید: از امام صادق علیه‏السلام شنیدم که فرمود: «مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ مُتَعَمِّدا فَهُوَ فی نارِ جَهَنَّ

مَ خالِدا فیها». هر کس عمدا خودکشی بکند، همیشه در آتش دوزخ خواهد بود.

2- رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِشَی‏ءٍ مِنَ الدُّنیا عُذِّبَ بِهِ یَوْمَ الْقِیامةِ». کسی که

 بوسیله چیزی از دنیا خودکشی کند، در روز قیامت بوسیله همان چیز عذاب خواهد شد.

و در روایت دیگر می‏فرماید: «الذی یَخْنُقُ نَفْسَهُ یَخْنُقُها فِی النّارِ، وَالّذی یَطْعَنُها فی النار». کسی که خودش را

 خفه کند، خویشتن را در آتش (دوزخ) خفه کرده است و کسی که به خودش نیزه زند، در آتش باشد.

و نیز فرمود: «کان فیمن قبْلَکُمْ رَجُلٌ بِهِ جرحٌ فَجَزَعَ فَأَخَذَ سِکّینا فَخَزَّ بِها یَدَهُ فَمارَقَأَ الدَّمُ حَتّی ماتَ، فَقال اللّه‏ُ:

 بادَرَنی عَبدی بِنَفْسِهِ؟! ...قد حَرَّمتُ عَلَیه الجَنَّةَ». میان انسانهای پیش از شما، مردی جراحتی برداشت و از شدّت بی‏تابی کاردی برداشت و با آن دستش را قطع کرد و از شدّت خونریزی مُرد، پس خداوند فرمود: بنده‏ام، در گرفتن جان خود بر من پیشی گرفت... هر آینه بهشت را بر او حرام کردم.

3- امام باقر علیه‏السلام فرمود: «إنَّ المُؤْمِنَ یُبْتَلی بِکُلِّ بَلِیَّةٍ وَیَمُوتُ بِکُلِّ میتَةٍ إلاّ أَنَّهُ لایَقْتُلُ نَفْسَهُ». مؤمن

 ممکن است به هر بلائی مبتلا شود و به هر نوع مرگ بمیرد، امّا خودکشی نمی‏کند.

4- عمرو بن عبید بصری می‏گوید: «در یکی از جلسات امام صادق علیه‏السلام شرکت نمودم، پس از ورود و عرض ادب، شروع به خواندن این آیه نمودم که: «والَّذینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الاثْمِ»  آنانکه از گناهان کبیره

 پرهیز می‏کنند. بعداز خواندن این آیه لحظه‏ای سکوت کردم. امام صادق علیه‏السلام فرمود: عمرو چرا سکوت کردی؟ عرض کردم: ای پسر رسول خدا! گناهان کبیره را برایم مشخص کنید. حضرت فرمود: ای عمرو. بزرگترین گناهان چند قسم است:

الف. شریک قائل شدن برای خداوند؛ ب. ناامیدی از خداوند متعال؛ ج. عاق والدین؛

د. کشتن نفسی که خداوند آن را حرام کرده است .

 از مجموع آیات و روایات گذشته استفاده می‏شود که خودکشی از نظر اسلام از گناهان کبیره محسوب می‏شود، انجام آن حرام می‏باشد، و مرتکبین آن اهل دوزخ‏اند. حتی برخی از گروههای اهل سنت مانند حنبلیها کسی را که خودکشی می‏کند کافر دانسته و نماز میت را برای او واجب نمی‏دانند. آنها در این باره به

 این حدیث استدلال می‏کنند که: «إنَّ رَجُلاً قَتَلَ نَفْسَهُ بِمَشاقِصٍ، فَقالَ رَسُول اللّه‏ صلی‏الله‏علیه ‏و‏آله : اَمّا أَنَا فَلا

 أُصَلِّی عَلَیْهِ». مردی با نیزه خودکشی کرد و رسول خدا فرمود: من بر این شخص نماز نمی‏خوانم.

علل خودکشی

در منابع دینی و تجربی علل و عوامل بسیاری در سطوح مختلف فردی، اجتماعی و خانوادگی، برای خودکشی مطرح شده است، برخی از این علتها عبارت است از: احساس پوچی، اعتیاد، شهوت‏رانی و عشق بازی، زنا، شرابخواری، قماربازی، بی‏صبری در برابر مشکلات زندگی و بلاها، غرور، حسادت، خیانت، خشم و غضب و لجاجت، ترس از کیفر، ارتکاب جرم، ندامت و سرزنش وجدان، خیانت همسر یا معشوقه به شوهر، ازدواج اجباری، اختلافهای خانوادگی، بارداری نامشروع، دلتنگیهای خانوادگی، ورشکستگی مالی و روحی، عشق به پول و ثروت دنیاپرستی و دنیاطلبی، فقر مالی، عدم اعتماد به نفس در مبارزه با مشکلات، انتقام‏جویی، حب مقام، بیماریهای صعب العلاج و غیرقابل تحمل، علیلی و ناتوانی، بیماریهای روانی مانند افسردگی و جنون ادواری، طلاق و شکست در زندگی و عدم موفقیت در تشکیل خانواده، اختلالات روانی و شخصیتی والدین و تأثیر آن بر فرزندان، اعتیاد یکی از والدین یا هر دو، بدآموزیهای وسایل ارتباط جمعی، فقر فرهنگی و معنوی و اخلاقی، یأس و ناامیدی نسبت به آینده، شهر نشینی و اضطرابهای ناشی از آن، افزایش انحرافات اجتماعی، بی‏عدالتیهای اجتماعی و شکاف طبقاتی، بیزاری از زندگی، مشکلات خانوادگی و... .

 

1- ضعف ایمان و اعتقاد دینی

علتهایی چون احساس پوچی، یأس و ناامیدی نسبت به آینده و بن‏بست فکری، بی‏صبری و امثال اینها، ناشی از ضعف اعتقاد و نداشتن شناخت کافی از خداوند متعال و عدم شناخت جایگاه انسان و فلسفه آفرینش اوست. اگر کسی ایمان عمیق و اعتقاد جازم به خداوند داشته باشد، و بداند که خدا جهان هستی و بخصوص انسان را که اشرف مخلوقات این عالم است، هدفمند و غایتمند آفریده، هیچ‏گاه احساس پوچی و یأس و ناامیدی بر زندگی وی سایه نمی‏افکند. و اگر به قدرت مطلقه خداوند باور داشته باشد و بداند که همه چیز در برابر قدرت او ناتوان و هیچ است، در هنگام بروز مشکلات به خدا تکیه می‏کند، و با توکل به خداوند و دعا به درگاه باری تعالی و با یاد و نام او که آرامبخش دلهاست، می‏تواند مشکلات را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد و موجبات آرامش روحی و قوت قلب و عزت نفس را فراهم سازد. باید توجه داشت که انسان واقعا عاجز از دانستن فلسفه پیش آمدها و ناملایمات زندگی است؛ چرا که علم انسان در برابر این کارها خیلی ناچیز و کم است خیلی از کارها به نظر انسان خوب است و از آنها احساس خوشحالی می‏کند، ولی نمی‏داند که آن اعمال به ضرر اوست، یا بالعکس، از برخی چیزها ناراحت و غمگین می‏شود و احساس بدی نسبت به آنها دارد و آن را شر و بدبختی می‏داند، در حالی که ممکن است همانها خیر و صلاحش باشند. طبق بیان امام امیرالمؤمنین علیه‏السلام خداوند کارها را مطابق مقتضای مصالح جاری می‏کند، نه بر طبق میل و رضایت انسان.

2- ضعف معنویت و اخلاق دینی

بسیاری از عوامل خودکشی مانند: حسادت، کینه‏توزی، لجاجت، خشم و غضب، خیانت، غرور، زنا، شرابخواری، قماربازی، حب مقام، انتقام جویی، بارداری نامشروع، ازدواجهای اجباری و امثال اینها ناشی از ضعف معنویت و رعایت نکردن مسائل اخلاقی و دینی است. در فرهنگ اسلامی طبق بیان آیات و روایات تمام اعمال انسان بخصوص گناهان کبیره دارای آثار و پیامدهایی است، و به اصطلاح اثر وضعی دارد، به همین جهت در اسلام از انجام گناه و کارهای خلاف اخلاق به شدت نهی شده است.

 

 

3- توجه بیش از حد به خواسته‏های حیوانی

شهوت ‏رانی افراطی و عشق‏بازی نامشروع، عشق به مال و ثروت (دنیاطلبی و دنیادوستی) و... خواسته‏های حیوانی هستند و از عوامل خودکشی می‏باشند.

4- عوارض طبیعی

مانند جنون و اختلالات روانی، ترس از کیفر، بیماریهای صعب العلاج، نقیصه‏هایی در ساختمان جمجمه، ضایعات قلبی و کبدی، صرع و... .

آثار و عواقب خودکشی

خودکشی همانند ناهنجاریهای دیگر جامعه، دارای عواقب و پیامدهای سخت فردی و اجتماعی است. کسانی که خودکشی می‏کنند، اگر عمل آنها باعث مرگشان شود، هرچند ممکن است ظاهرا از رنج و درد و مشکلات دنیا آزاد شوند، امّا بنا به اعتقادات دینی به عذابهای سخت و دردناک گرفتار می‏گردند؛ و از زمره کسانی می‏شوند که بطور دائم در آتش بسیار سخت جهنم می‏سوزند. علاوه بر روایات گذشته در بحث حرمت خودکشی، روایات فراوان دیگری نیز درباره آثار شوم این عمل وارد شده است که در این بخش به برخی از آنها اشاره می‏کنیم:

رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِحَدیدَةٍ فَحَدیدَته فی یَده یُجاءُ بِها فی بَطْنِه فی نارِ جَهَنَّمَ

 خالِدا فیها مُخَلّدا أبدا، ومَنْ شَرِبَ سَمّا وَقَتَلَ نَفْسَهُ، فَسَمُّهُ فی یَدِهِ یَتَحَسّاهُ فی نارِ جَهَنَّمَ خالِدا فیها أبَدا، وَمَنَ

 تَرَدّی مِنْ جَبَلٍ، فَقَتَلَ نَفْسَهُ فهو یَتردّی فی نار جهنّم خالدا فیها مُخلّدا أبَدا».کسی که بوسیله آهن خودکشی کند

 پس آهن پاره بدست که (قسمتی از آن) به شکمش فرو رفته آورده می‏شود، و وارد آتش جهنم می‏گردد. ودر آن بطور أبد و همیشگی خواهد سوخت، و کسی که با خوردن سمّ خودکشی کند، پس سمّ در دست به آتش جهنم انداخته می‏شود و در آن بطور دائم خواهد سوخت، و کسی که خود را با پرت کردن از کوه به قتل برساند، پس به آتش جهنم پرت می‏شود و در آن تا أبد خواهد ماند.

پیامبر اکرم" صلی‏الله‏علیه ‏و‏آله" در روایت دیگری می‏فرماید: «مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِسَمٍّ، عُذِّبَ بِهِ». کسی که با خوردن سم خودکشی کند، با همان سمّ معذّب خواهد شد.

و نیز می‏فرماید: «مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِشَی‏ءٍ أو ذبِحَ، ذَبَحَهُ اللّه‏ُ بِهِ فی نارِ جَهَنَّمَ».کسی که با چیزی یا ذبح خود، خودکشی کند، خداوند بوسیله همان چیز او را در آتش جهنم ذبح خواهد کرد.

منابع:

۱-  ستوده، هدایت‌الله(1379)؛ آسیب‌شناسی اجتماعی -جامعه‌شناسی انحرافات، تهران، آوای نور،  چاپ ششم.

2- شریعتی رودسری،مصطفی(1380)؛شناخت ودرمان اختلالات رفتاری کودکان ونوجوانان،تهران،چاپ اول،جلددوم،نشرعابد.

3- مهدی کی‌نیا ؛ روان‌شناسی جنایی‌ ، انتشارات رشد.

4- علامه طباطبایی‌ ؛المیزان فی تفسیر القرآن‌، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات‌.

5- آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران؛ ‌تفسیر نممونه‌.

6- وسائل الشیعه‌، حر عاملی‌،  مؤسسه آل البیت‌.

گروآورنده:kheyrandish