X
تبلیغات
مددکاران جوان - بررسي عوامل بروز جرم در زنان سرپرست خانوار زندانهاي خوزستان

بررسي عوامل بروز جرم در زنان سرپرست خانوار زندانهاي خوزستان

چكيده:

اين بررسي با شيوه مطالعة‌ پس‌رويدادي به ارزيابي عوامل بروز جرم و موانع پيشگيرانه آن از ديدگاه زنان زنداني سرپرست خانوار زندانهاي خوزستان در سال 1384 مي‌پردازد. جامعه آماري شامل تمام زندانيان زن در شش ماهة پايان سال است كه به هر دليلي سرپرستي خانوار خود را بر عهده دارند؛ لذا جامعه و نمونه آماري پژوهش يكسان مي‌باشد. روش تحقيق تبييني– علي با تكنيك پرسشنامه و مصاحبه با مددجويان بوده كه به سنجش ميزان اثرگذاري عوامل بروز جرم با 28 آيتم عاملي مادري، پدري، والديني، فردي و اقتصادي به عنوان متغيرهاي مستقل اثرگذار بر متغير وابسته (جرم زنان) پرداخته شد. با روش آماري رگرسيون چند متغيره سطح و شيب اثرات متغيرهاي عاملي در بروز جرم زنان بررسي و با فن تحليل مسير نماية اين اثرگذاري ترسيم گرديد. با كمك اين تكنيك نيز رابطة ‌مداخله گرايانه متغير مستقل ثانويه (رفاه اجتماعي خانوار) با فاكتورهاي عاملي سنجيده شد. آيتم‌هاي متغير مداخله‌گر متشكل از سواد مددجويان و مادرانشان، تعداد خانوار و ميزان درآمد ريالي با توجه به سرپرستي خانوار بودند. فرضيه‌هاي پژوهش با فرض تأثير مجموعه متغيرهاي عامل مادري، پدري، والديني، فردي و اقتصادي به ترتيب درجة اثرات با شيب بتا در تحليل رگرسيوني متغيرها بودند. آزمون آماري فرضيه‌ها نشان داد عامل اقتصادي بالاترين ضريب اثر (بتا48%) و بعد از آن به ترتيب عامل مادري 42%، پدري40%، والديني 39% و عامل فردي 36% در بروز جرم زنان نقش داشته‌؛ رد فرضيه‌هاي پژوهش در سطح معناداري معين با ضريب اطمينان 98% بدست آمد. شيب اثر تعديل‌گرانه متغير مداخله‌گر بر متغيرهاي مستقل به ترتيب به ميزان 14/0- بر فاكتورهاي مادري ، پدري 38/0- ، والديني 35/0- ، اقتصادي 30/0- ، آموزشي 25/0- و فردي 14/0- بودند. تحليلهاي آماري نشان داد با وجود اهميت الگوپذيري جنسيتي دختران از مادر و فرض اثرگذاري بيشتر فاكتورهاي جرمزاي مادري بر زنان بزهكار ولي اين عوامل اقتصادي بودند كه بالاترين شيب اثرگذاري را بر بروز جرم زنان سرپرست خانوار داشته‌اند. اين امر موقعيت خاص و تعهدآور زنان مجرم را به عنوان سرپرستان خانوار خود نشان مي‌دهد.

واژگان كليدي: زنان سرپرست خانوار، عوامل و موانع جرم، رگرسيون چندمتغيره، تحليل‌مسير، زندانیان زن خوزستانی

 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------

مقدمه:

مطالعه علل و عوامل وقوع جرایم در جامعه همواره از مشغله های ذهنی _ علمی پژوهشگران آسیب شناسی اجتماعی بوده است. با کشف اولیه این عوامل، کوشش در طبقه بندی آنها دومین گام جامعه شناسان می باشد. در این میان پدیده ی مهم مطالعه در حوزه ی آسیب شناسی جنسیت مجرمان زن همیشه در پرده ای از راز و حریم عفت آلود نهفته است که خود باعث نوعی عدم شناخت و دامن زدن به پاره ای از کج اندیشی ها و تحلیل های غرض آلود بر ضد جنسیت زن از قدیم الایام بوده است. تا بو بودن جنسیت و مسائل و البته به آن در جامعه شرقی ایران و سابژکتیوتیه نظر کردن به زن به عنوان نماینده ی سمبلیک این تابو، هرگونه مطالعه در این حوزه را سرکوب، منکوب، غیر لازم، انگ آلود، مغرضانه و به دور از حریم عفت جامعه می داند. هر چند این تابو گرایی میراث دار گذشته در حال نابودی است ولی برای ورود به حوزه ی مطالعات زنان پژوهش های بیشتری را لازم می داند. زنان را به عنوان عضوی همانند مردان در جامعه به علل خاصی با آسیبها و انحرافات روبرو بوده اند. بویژه زمانی که به هر دلیل سرپرستی خانواده را نیز عهده دار باشند. هدف مهم این بررسی مطالعه و کشف عوامل اصلی بزهکاری زنان سرپرست خانوار و طبقه بندی آنها در زندان سپیدار اهواز از دید خود زندانیان و هم چنین زمینه ها و راهکارهای پیشگیری و بطور کلی موانع بروز جرم زنان می باشد.

فصل اول

  طرح مساله و بیان موضوع:

رشد جرایم در سالهای اخیر در اهواز توجه برانگیز و مساله زا گردیده است. بطوریکه یک پژوهش در این زمینه شاخص رشد جرایم را در مناطق پیرامونی و حاشیه نشینان این شهر حاد ارزیابی نموده و اظهار می دارد از هر یکصد هزار نفر، 1923 نفر از مناطق فقیرنشین تحویل زندانهای خوزستان شده اند.(براتوند1384) مساله مهمتر تحول و دگرگونی در نقش جنسیتی جرايم در این استان سنتی با حاکمیت مردان است. ما شاهد رشد روزافزون جرایم در میان زنان هستیم.(64% جرایم مواد مخدر و سرقت در زنان زندانی به نقل از اسدالهی1384) زین پس تعریف جرم و بزه بر مبنای نقش مردانه دیگر معنای واقعی و حوزه مجرمان حقیقی را معرفی نمی نماید.(گرت،1998 ، صص 80-170)

در بروز جرایم سرقت و اعتیاد که سابقاً و سنتاً در استیلای مردان بود، حضور زنان چشمگیر است.(36%)  این امر نشان دهنده یک مساله اجتماعی برای جامعه و زنان بوده و شناخت عوامل بروز این نابهنجاری ها و آسیب ها مهم است. یک سوی نظر به این بزهکاری طبقه بندی آنها از دید خود عاملان ای کژرفتاریهاست؛ سویه ای که کمتر بدان توجه شده است. سویه دیگر، راهها و پدیده های منع کننده و پیشگیرانه از جرایم زنان می باشد؛ زنانی که به دلایل مثبت یا منفی وظیفه سرپرستی خانواده را بر عهده دارند.
 

اهداف و سوالات پژوهش

این بررسی تلاش می کند به اهداف زیر دست یابد و به سوالات آن پاسخ دهد: 1. طبقه بندی عوامل بروز جرم زنان به عنوان متغیر مستقل. 2. تعیین سطح اثرگذاری عوامل مجرمانه با شیوه تحلیل مسیر و همبستگی آنها با هم. 3. طبقه بندی و شاخص سازی جرم به عنوان متغیر وابسته (رگرسیون چندمتغیره) 4. طبقه بندی و شاخص سازی متغیرهای مستقل پیش بین (تعدیل کننده) به عنوان موانع بروز جرم زنان. 5. تعیین سطح اثرگذاری موانع پیشگیری از جرم به شیوه تحلیل مسیر و سطح همبستگی آنها با عوامل بروز جرم زنان سرپرست خانوار. 6. بیان مشخصات اولیه فردی، خانوادگی مجرمان زن سرپرست خانوار.

دیاگرام تحلیل مسیر path analysis   عوامل بروز جرم و موانع خانوادگی آنها در نمودار زیر ترسیم شده است:
  متغیر وابسته(جرم زنان)y                                          متغیرهای مستقل(عوامل مجرمانه)x1

متغیر تعدیل کننده (مستقل دوم)x2

مادر به عنوان یکی از بسترهای عاملی و تعیین کننده در اثر گذاری بر جرم زنان و همسویی بالا با تربیت دختران (الگویابی جنسیتی) و با توجه به حوزه خاص پژوهش یعنی زنان زندانی سرپرست خانوار در طبقه بندی و شتخص سازی متغیرهای تعدیل گر و مستقل ثانوی ارزش دهی بیشتر و بار معنایی بالاتری به نقش شاخصهای مادری اعطا گردیده است.(ماسن 1382) این پژوهش به سوالات اساسی زیر پاسخ می دهد:

 1. بین عوامل بروز جرم (متغیرهای مستقل) چه درجه ای از همبستگی وجود دارد؟

2. ضریب تاثیر ß عوامل بروز جرم زنان سرپرست خانوار به چه میزان می باشد؟

3. دیاگرام تحلیل مسیر متغیرهای مستقل چگونه است؟

4. موانع ِپیشگیرانه از بروز جرم زنان (متغیر تعدیل گر) بر متغیرهای مستقل چه نقش تعدیل گرانه ای دارند؟

 5. دیاگرام تحلیل مسیر موانع جرم (متغیرهای ثانویه) بروی متغیر مستقل به چه صورتی ترسیم می گردد؟

 6. خصوصیات توصیفی و فردی- خانوادگی مجرمان زن سرپرست خانوار چیست؟

 حوزه های نظری و پژوهشهای وابسته به جرایم زنان پژوهشهای نظری فراوانی بزهکاران زن و جرایم آنها را مورد مطالعه قرار داده اند. لذا مطابق آنها با توجه به فاکتورهای آزمون در این بررسی، عوامل خانوادگی بروز جرم در زنان در شش حیطه اند:

عامل پدرانه: آیتمهای اعتیاد، زندانی شدن، بدرفتاری، ناپدری و بی اعتقادی پدر به اصول اخلاقی و دینی

عامل مادرانه: شامل تمام موارد مورد قبلی بجز زندانی شدن که جایگزین آن اشتغال مادر لحاظ شده است. حضور مادر در محیط خارج از خانه بستری برای سردی عاطفه، کاهش تماسهای رو در روی دختران با مادر و ضعف در ارتباط هیجانی بین آنها می گردد.(فارینگتون1989 به نقل از پولادی 1378) گزینه حضور نامادری در این عامل جایگزین فاکتور ناپدری شده است.

عامل والدینی: بطور مشترک به عنوان فاکتورهای بروز جرم از سوی پدر و مادر زمینه سازی می گردد؛ شامل عدم پذیرش فرزند، نزاع و ناسازگاری زناشویی آنها، مقایسه بین فرزندان، تبعیض، غیبت و عدم حضور هر دو ، محبت افراطی

  عامل آموزشی: فاکتورهای بی سوادی اکثر اعضای خانواده، و کم اهمیتی سواد و علم نزد والدین

  عامل فردی- روانشناختی: عدم تامین نیازهای عاطفی- روانی، انزوا، ترس از جدایی والدین، عدم اعتماد بنفس، تنفر از خانواده، دوست ناباب، بی توجهی به فرد در جمع و بدرفتاری فرزند

  عامل اقتصادی: بویژه از زمان طرح نظریات مارکس و انگلس بر اهمیت عوامل اقتصادی و مادی در بروز جرم و بزهکاری تاکید شده است. ای فاکتور در مردان به عنوان توليدگران اقتصادی درخشان تر است.(ستوده 1376 و فرجاد 1371) در پژوهش هر چند بر عامل مادری و خانوادگی تاکید می گردد و جامعه پژوهشی زنان مجرم اند ولی دو فاکتور اقتصادیِ فقر خانوادگی و عدم تامین نیازهای مادی در نظر می باشد. سابقه مجرمانه والدین، غفلت از فرزندان و بی توجهی به آنها، پرخاشگری و ناسازگاری زناشویی را پژوهش مک کورد 1980 رفتارهایی پیش بین برای بروز جرم دانسته اند.(پولادی و همکاران 1378ص 12 و گورمن و اسمیت 1998)

   تحقیقات مک نالاهان 1983، مک لوید 1990، ویلسون 1991، سامپسون 1994، شولمایر 1996 به وجود   ارتباط معنادار و عاملی بین پدیده بزهکاری با دسته عوامل 1، 2، 3، 4 و 5 اشاره کرده اند.(پولادی صص 4-20 )

پژوهش پاگانی و همکاران 1998 و نظریه بالبی مبنی بر نقش محرومیتهای مادری در دوران کودکی با بروز پرخاشگری و بزهکاری در بزرگسالی رابطه ای همبسته را اعلام کرده اند.(ستوده 1382 و ماسن 1376) پژوهشهای دوهان و گالوانسون 1997، فرجاد 1371، قربان حسینی1371 و کوهن 1994 به نقش فاکتور اقتصاد در بروز بزهکاری اشاره نموده اند. تحقیق پولادی 1378 بیشتر از همه به رابطه بین فاکتورهای اقتصادی با نوع خاصی از جرایم در زنان (مواد مخدر و سرقت) اشاره دارند.(پولادی و همکاران 1380 ، صص30-119) ویلیام گود 1352 در نظریه آنومیک خود، غیبت غیر ارادی و عدم مشروعیت و نزاع خانوادگی را در بروز جرم رفتاری پیش بین در خانواده ها اعلام می نماید.(محسنی تبریزی1383 ص68) الیزابت هارلوک 1974 با اشاره به عوامل 1، 2 و 5 به بحث نابسامانی خانوادگی ناشی از ناامنی عاطفی، ضعف در اصول اخلاقی و اعتقادی والدین که منجر به تسهیل در شیوع بزهکاری فرزندان در آینده است، اهمیت فراوانی می دهد.(همان منبع صص3-72) نظریه درون فهمی دیوید ماتزا 1990 نیز بی اعتقادی به اصول اخلاقی و هنجارهای جامعه را مهم تر می داند.(همان صص112-107) همسو با نظریات بالا دروتی لاونولت در نظریه فضای عاطفی خانواده و جان بالبی در نظریه محرومیت مادری، رفتارهای پیش بین تبعیض بین فرزندان، افراط در محبت، بدرفتاری، ناسازگاری والدین و عدم پذیرش فرزندان و غفلت از آنها را بسترساز اقدام مجرمانه می داند.(محسنی تبریزی ص6-75 به نقل از مرادی 1369، ص130 و ماسن 1382) در نظریه خرده فرهنگ بزهکار والتر میلر (به نقل از هارالامبوس 1370) و تئوری همنشینی افتراقی ادوین ساترلند 1966 به عامل پنجم اشاره کرده اند و گروه های بزهکار جوان و دوستان خلافکار را تسهیل گر رفتار خلافکارانه در فرد بویژه جوانان می دانند. عدم اعتماد بنفس، تنفر فرد از جامعه و خانواده در بروز بزهکاری از سوی هیگ و فرایدی 1976 به عنوان عامل پنجم در نظریه کنترل اجتماعی تئوریزه شده است.(محسنی تبریزی صص 92-89) طبق بیان اشرف ص 207 در نظریه مارکس و انگلس به فقر خانوادگی و عدم تامین نیازهای مادی فرزندان و خانواده به عنوان متغیر عامل و تاثیرگذار اهمیت داده شده است.(همان منبع صص 12-107) در اشاره به عوامل اول و دوم نظریه یادگیری اجتماعی- مشاهده ای آلبرت بندورا 1974 درباره اعتیاد والدین و سابقه زندانی شدن آنها، بدرفتاری و تبعیض به عنوان عامل قابل بررسی در بروز جرم اشاره دارد.(ماسن و همکاران 1382 صص9-274) احساس انزوا، ترس از جدایی و تنفر در عامل فردی از سوی ملوین سیمن به عنوان عاملی مجرمانه مورد توجه قرار گرفته است.(همان منبع صص 5-282) همسو با نظریه یادگیری مشاهده ای بندورا در تئوری همنوایی و رفتار جمعی سولومون اش و پل لازارسفیلد 1958 به مشاهده رفتار خلاف و بزهکارانۀ والدین از سوی فرزندان نظر داشته اند.(محسنی صص 8-157) در نظریه آر کلارک و آر هوبر 1995 به فاکتورهای عاملی عدم تامین نیازهای عاطفی، عزت نفس پایین، انزوا، عدم پذیرش فرزندان و ناسازگاری والدین اهمیت داده اند.(همان منبع صص9-164) انزوا، پرخاشگری، شرایط بد آموزشی و خانوادگی و نارضایتی از زندگی از سوی محسنی تبریزی 1384 عامل مهم بروز پرخاشگری و رفتار بزهکارانه وندالیستی در فرزندان اشاره دارد.(همان صص 7-272) در مجموع تحقیقات پالک 1961 و سمارت 1976 در چرایی جرم زنان بیشتر از همه بجای عوامل فوق بر ساختار بیولوژیکی- روانی جنسیت آنها تاکید داشته اند.(گرت، 1382، صص80-177)

روش شناسی پژوهش

جامعه و نمونه آماری

حیطه میدانی پژوهش حاضر بند نسوان زندان سپیدار اهواز به عنوان تنها مرکز نگهداری زنان بزهکار و مجرم در استان خوزستان است. جامعه آماری بر طبق آمار جمعیت کیفری اعلام شده از سوی واحد آمار و رایانه زندانهای خوزستان عبارت است از کلیه زندانیان زن محکوم و متهم که بر اثر فوت، طلاق، جدایی غیر رسمی، بیماری و معلولیت یا از کار افتادگی موقت و دائم، فراری یا مفقود بودن و یا زندانی شدن شوهر یا برادر و پدر؛ مسوولیت سرپرستی خانواده را بر عهده دارند. بعد جمع آوری آمار اولیه زنان زندانی و سهم درصدی آنها در کل زندانیان زن، تمام جامعه آماری به عنوان حوزه پژوهش میدانی-پرسشنامه ای انتخاب شده؛ لذا در این باره نمونه گیری صورت نگرفت.


برازش الگوهای تحلیلی، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر
Path analysis به دلیل حوزه میدانی این پژوهش(زنان مجرم) در ارائه فرضیه های تحقیق به فاکتورهای عاملی والدینی و مادری توجه خاص شده و در اعتبار دهی به شاخصها، گزینه سواد مادر به عنوان بخشی از متغیر مداخله گر و تعدیل کننده (متغیر مستقل ثانویه x2 ) در پیشگیری از بروز جرم و گزینه های رفتاری منفی مرتبط با مادر به عنوان متغیرهای مستقل عاملیx1 اولویت بخشی بیشتری اعطا شده است. به دلیل دخالت عوامل متعدد (متغیر مستقل) بر متغیر وابسته y (جرم زنان) و برای سنجش تاثیرات جمعی و همزمان این متغیرها از تکنیک آماری رگرسیون چند متغیره استفاده شده و با روش تحلیل مسیر آثار مستقیم و غیر مستقیم متغیرهای مستقل بر وابسته بصورت نمودار ترسیم گردید. با همین تکنیک نیز به بررسی نقش تعدیل گرانه متغیر مداخله گر بر سطح اثرات متغیرهای مستقل بر وابسته پرداخته شد. برای تعریف دقیق و مکانیکی از متغیر تعدیل گر به شاخص سازی آن اقدام که با کددهی متفاوت به هر آیتم و ترکیب آنها برای هر آزمودنی رابطه تعدیل گرانه آن بصورت رگرسیون چند متغیره r و تعیین ضریب تاثیر ß بر متغیر مستقل اصلی x1 در یک نمودار تحلیل مسیر ارائه گردید. متوسط درآمد زن سرپرست خانوار1+تعداد اعضای خانوار 1+ سواد مددجو 2+ سواد پدر 1+ میزان سواد مادر2:(متغیر مداخله گر x2)شاخصه رفاه خانوار در نمودار ترکیبی بالا برای بدست آوردن شاخص عددی x2 از حاصل جمع آیتمهای معین شده با ضریب مشخص استفاده می شود. میزان اعتباردهی به گزینه های مربوط به مادر و سواد زندانی بیشتر از دیگر آیتمها لحاظ شد. در گزینه تعداد اعضای خانوار میزان اعتباردهی در جهت عکس بوده بدین معنا که هر چه تعداد اعضای خانواده بیشتر بود؛ نمره آن آیتم پایین تر بدست آمده است.

فرضیه های پژوهش

بر مبنای روش شناسی بکار رفته، این بررسی سعی در آزمون آماری فرضیات زیر را دارد: 1. اثرگذاری(عاملیت) متغیرهای عاملی مادری بر جرم زنان بیشتر از سایر متغیرهای عامل است. 2. اثرگذاری(عاملیت) متغیرهای عاملی والدینی بر جرم زنان در رده دوم و بعدی قرار دارد. 3. عامل اقتصادی در درجه سوم اثرگذاری (ضریب تاثیر ß) در بروز جرم زنان قرار دارد.

تعریف متغیرهای پژوهش

1. عوامل جرم ؛ متغیرهای مستقل x1 : در این بررسی بر مبنای چارچوب نظری لحاظ شده، دیدگاه چند عاملی در بروز جرم زنان سرپرست خانوار منظور شده است؛ لذا متغیرهای مستقل اصلی بر بزهکاری زنان نمونه در 28 فاکتور ردیف شد: 1-1- عامل مادری: بی اعتقادی به اصول اخلاقی، بد رفتاری، اشتغال، نامادری و مادر معتاد. 1-2- عامل پدری: بی اعتقادی به اصول اخلاقی، بد رفتاری، زندانی شدن، ناپدری و پدر معتاد. 1-3- عامل والدینی: عدم پذیرش فرزند، ناسازگاری زناشویی، مقایسه غلط فرزندان، تبعیض جنسیتی، عدم حضور مداوم در خانه و افراط در محبت. 1-4- عامل آموزشی: بیسوادی اکثر اعضای خانوار، کم اهمیت بودن سواد و دانش نزد خانواده. 1-5- عامل فردی: عدم تامین نیازهای عاطفی، بی توجهی به فرد از سوی اطرافیان، انزوا، ترس از جدایی والدین، عدم اعتماد به نفس، دوست ناباب و بدرفتاری فرزند. 1-6- عامل اقتصادی: فقر خانواده و عدم تامین نیازهای مادی و رفاهی.

2. رفاه خانوار؛ متغیرهای تعدیل گر x2: به عنوان متغیری است که با کمرنگ کردن اثرگذاری ß متغیر مستقل، نقش پيشگير کننده و تعدیل گرانه ای بر متغیر وابسته دارد. این عامل متشكل از سواد مادر با ضریب 2، سواد مددجویان با ضریب2، سواد پدر آنها، تعداد اعضای خانوار و میانگین نسبی درآمد زنان نمونه گیری بعد از پذیرش سرپرستی خانواده لحاظ گردیده؛ که با جمع آنها برای هر زندانی زن این مقوله به عنوان متغیر مداخله گر بدست می آید.

    3. جرم زنان؛ متغیر وابسته y:  درجه ای که آزمودنی ها در ترکیب آیتمهای نوع جرم، میزان سابقه کیفری و ایام حبس در پیش رو بدست می آورند. در مورد نوع جرم برای تبدیل مقیاس اسمی آن به شاخصی رتبه ای، آنها را بر اساس ترتیب کم اهمیت بودن از لحاظ شدت جرم به ترتیب جرایم سرقت، علیه اشخاص، منکراتی و خانواده، مواد مخدرها، مالی-اقتصادی و جرایم امنیتی-سیاسی تقسیم بندی و شاخص سازی شدند.

y = درجه جرم + تعداد سوابق کیفری + ایام حبس روزانه برای تبدیل جرایم نقدی و محکومیتهای منجر به پرداخت دیات، طبق جدیدترین احکام صادره برای مجازات نقدی محاکم عمومی هر ده هزار تومان یک روز حبس و برای محاکم انقلاب هر پنج هزار تومان یک رو حبس کیفری در نمودار بالا محاسبه گردید. از حاصل جمع گزینه های بالا شدت جرم افراد بدست آمد.

 

نتایج و یافته های پژوهش

آمار توصیفی

یافته های این بررسی نشان داد 44% از زندانیان زن در خانوار بالای پنج نفر زندگی می کنند یا در واقع آنها سرپرستی شان را بر عهده دارند.42% از پدران و 52% از مادران مدد جویان بیسواد بودند که نشانگر درصد بالای بیسوادی در مجموع و در مورد مادران آنها بطور خاص است رتبه بندی عددی شاخص جرم نشان داد؛ زنانِ مجرم بیشتر در حیطه های مجرمانه منکراتی و خانواده (32%) بعد از آن در حیطه مواد مخدر و سرقت مرتکب بزهکاری شده اند. حیطه اول را می توان زمینه مجرمانه زنان نامید؛ هر چند مواردی نیز در مردان با عنوان بزهکاری فوق لحاظ می گردد. ولی همانطور که در بخش مقدمه آمده رده دوم رفتار بزهکارانه زنان را جرایم مواد مخدر و سرقت که سابقاً در استیلای مردان و جرایمی مردانه به حساب می آمد؛ تشکیل می دهد. مقایسه روند سالانه بزهکاری زنان نشانگر رشد بالای(8%) حجم درصدی این جرایم در زنان زندانی است. درصد بسیار پایینی از مادران زندانیان (12%) در خارج از خانه و سابقه اشتغال داشته اند و حجم بسیار پایینی نیز دارای سوابق کیفری بالاتر از سه مورد بوده اند. اما اکثریت (بالای50%) دارای دو پیشینه کیفری هستند. این آمار وجود پیش آگهی رفتار بزهکارانه و نابهنجار را در زنان سرپرست خانوار نمونه گوشزد می نماید. درصد بالایی از زندانیان زن (42%) دارای سطح سواد پایین و در واقع کم سواد به حساب می آیند. میانگین سنی آنها 34 سال و متوسط تعداد فرزندان 3 نفر بود.

آمار استنباطی

 برازش الگوی تحلیلی: با توجه به الگوهای نظری چندگانه در بررسی علل وقوع رفتار مجرمانه در افراد و خاصه زنان، متغیر وابسته (رفتار بزهکارانه) تحت تاثیر عوامل 28گانه قرار گرفتند. در عین حال اثرگذاری  متغیر مداخله گر یا دسته متغیرهای مستقل ثانویه موثر در تقلیل رفتار مجرمانه با اثرگذاری مستقیم بر عوامل 28گانه نیز مورد تحلیل مسیر و رگرسیون چندمتغیره قرار گرفتند. به دلیل حوزه جنسیتی خاص مورد مطالعه، در کددهی به کدهای ترکیبی در متغیر مداخله گر به نقش سواد مددجو و مادر او ضریب بیشتری اعطا شد.

متغیرهای عاملی اقتصاد اثرگذارترین مجموعه عوامل در تاثیرگذاری بر بروز جرم در زنان سرپرست خانوار زندانی است. این مجموعه با ضریب بتای 48/0 یعنی 48% بر متغیر وابسته تاثیر داشته و در سطح معناداری sig:0.02 و 98% اطمینان تایید گردید. پس از آن عامل مادری با 42% ، عامل پدری 40% ، عامل والدینی 29% ، عامل فردی 36% و فاکتور آموزشی با 12% بر بروز جرم در زنان زندانی اثرگذارند. میزان بتای بدست آمده در عوامل بالا در سطح اطمینان 98% تایید و حاصل شدند؛ لذا فرضیه اول پژوهش مبنی بر تاثیر قویتر عامل مادرانه در بروز جرم زنان سرپرست خانوار رد گردید. فرضیه دوم و سوم تحقیق نیز با توجه به ضریب تاثیر مجموعه متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته رد شد. در بررسی و مطالعه ضریب تاثیر ß متغیر مستقل ثانویه (مداخله گر) یا شاخصهای رفاه خانوادگی در جلوگیری از بروز جرم، بیشترین تاثیر را بر متغیرهای عامل مادری 40/0- یعنی40% اثر منع کنندگی داشت. این امر بدین معنا است که مجموعه شاخص رفاه خانواده بیشترین اثر مداخله گرانه را در تعدیل اثرات سوء متغیر مستقل عامل مادری دارد. بعد از آن به ترتیب مجموعه عوامل پدری38/0- ، والدینی35/0- ، اقتصادی30/0- ، آموزشی25/0- و فردی14/0- از متغیر رفاه خانوادگی اثرپذيرند. با کاهش تعداد اعضای خانوار و رشد سواد والدین بویژه مادران و زنان مجرم ضریب تاثیرگذاری متغیر مداخله گر بر متغیر مستقل خاصه بدرفتاری مادر، بیزاری از خانواده، فقر خانوادگی، بدرفتاری پدر، ناسازگاری زناشویی، عدم اعتماد بنفس و تبعیض در خانواده که از عوامل مهم بروز جرم در زنان سرپرست خانوارند؛ بیشتر نمود داشته است.

دیاگرام تحلیل مسیر

دیاگرام تحلیل مسیر path analysis ارائه شده بیانگر آن است که عامل اقتصادی و مادری بطور مستقیم و

بی واسطه بالاترین اثرگذاری را در بروز جرم زنان سرپرست خانوار دارند و متغیر مداخله گر بیشترین اثر را بر متغیرهای مادری دارد.
                                                                                
 
   آموزش
                                 
                                %12 , -0/25                              

رفاه خانوارX2

           والدینی
                         
                        فردی     

%39, -0/35

                   %36, -0/14                                       
                                        پدری     
                 
                                        %40, -0/38              جرمy
                                                مادری    
                                           %42, -0/40                       
                                                        اقتصادی          
                                                        %48, --0/30              
                                                                         

نمودار تحلیل مسیر، اثر متغیرهای مستقل(اعداد درصدی) بر متغیر وابستهy و اثر متغیر تعدیل گر (اعداد اعشاری) بر آنها

برای درک بهتر همسویی و هم تغییری بین متغیرهای مستقل (دسته عوامل مجرمانه) با هم و با میزان نقش تعدیل کننده و اثرگذاری متغیر مداخله گر (رفاه خانواده) بر آنها نمودار خطی و راداری همبستگی و اثرگذاری بین آنها ترسیم گردید؛ بیشترین همبستگی مثبت بین متغیرهای غفلت از فرزندان و بدرفتاری فرزندان با 56/0 r:، بدرفتاری فرزندان و فقر خانواده با 52/0 ، بدرفتاری مادر و مقایسه غلط فرزندان 52/0 ، بدرفتاری پدر و غفلت از فرزندان با 52/0 همبستگی مثبت بدست آمد. در نمودارهای پیوستی فقط همبستگی های بالای 28/0 مورد توجه قرار گرفتند.(ر.ک: نمودارهای پایان متن) در نمودار راداری (ضمیمه) ملاحظه می شود مجموعه متغیرهای عاملی اقتصاد با فاصله کم از مرکز رادار(متغیر وابسته جرم) و بعد از آن فاکتورهای عاملی مادری و پدری بیشترین درصد تاثیرات را در بروز جرم زنان سرپرست خانوار داشته اند. در نمودار خطی یک (ضمیمه) میزان و جهت تاثیرپذیری متغیرهای مستقل 28 گانه از متغیر مداخله گر (رفاه خانوار) بر مبنای شیب تاثیر(ß) در تحلیل رگرسیونی آنها آمده و مشاهده می شود متغیر شماره 8 (عدم تامین نیازهای عاطفی طبق نظریه کلارک و هوبر1991 و نظريات ماسن و بالبی1990 و هارلوک1974 و لاونولت 1980) در جهت مثبت با شیب اثرپذیری (20% :ß) و متغیرهای شماره دو (کم اهمیتی سواد و علم نزد والدین طبق نظریه محسنی تبریزی 1384)، 15 (غفلت از فرزندان بر مبنای نظریه لاونولت1980 و بالبی1990 و گورمن و اسمیت1998) ، 18 (فقر مادی طبق نظر مارکس و انگلس به نقل از اشرف1370 ) هر کدام با اثر(10%- :ß) معکوس بالاترین تاثیرات را از شاخصهای رفاه خانواده داشته اند. با افزایش سطح سواد والدین و زندانیان زن و رشد درآمد زنان سرپرست خانوار و با کاهش تعداد اعضای خانوار، شاهد کاهش اثرات منفی متغیرهای عدم تامین نیازهای عاطفی فرزندان، کم اهمیتی سواد و غفلت از فرزندان هستیم. در بررسی مجموعه متغیرهای مستقل با هم برای درک هم تغییری آنها از جهت تاثیرگذاری بر متغیر وابسته جرم زنان ضرایب همبستگی پیرسون تک تک آنها با هم تعریف و بدست آمد. در نهایت از لحاظ تعداد متغیرهای همبسته بالای 27/0 r: فاکتورهای عاملی 22 (حضور ناپدری) ، 11(بدرفتاری پدر) ، 15(غفلت از فرزندان)9(غیبت والدین از خانه) ، 24 (زندان بودن پدر) و متغیر 7 (مقایسه غلط فرزندان با هم) بالاترین میزان و تعداد همبستگی را با دیگر متغیرها داشته اند. در نمودارهای خطی ضمیمه، حجم و تعداد همبستگی آنها را با دیگر متغیرهای عاملی میتوان مشاهده نمود. این نتایج آماری بدین معنا است که هر گونه اقدام در جهت حذف یا کاهش اثرات سوء متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته(جرم زنان) همسو با تقویت متغیرهای مداخله گر(رفاه خانواده) می بایستی همراه با دگرگونی در متغیرهای ششگانه بالا شروع گردد. چون این متغیرها (22،11،15،9،24،7) بیشترین سطح ارتباط همسو را با هم و با تمام فاکتورهای عاملی دیگر دارند. در این باره متغیرهای 11 و 15 ، متغیرهای 6 و 15 ، فاکتورهای 7 و3 دارای سطح همبستگی بالایی(52/0 r :) با هم بودند؛ در این بین دو متغیر غفلت از فرزندان و بد رفتاری مادر(15 و 6) بالاترین سطح همبستگی را در بین تمام فاکتورها (56/0 r :) داشته اند.

بحث و نتیجه گیری

یافته های این پژوهش اطلاعات مفید و جدیدی در مورد سطوح اثرات متغیرهای 28گانه مستقل بر متغیر وابسته(جرم زنان سرپرست خانوار) فرا روی ما قرار داد. این بررسی نشان داد مجموعه فاکتورهای عاملی اقتصاد بالاترین سطح اثرگذاری را در بروز جرم زنان زندانهای خوزستان داشتند. این یافته موقعیت خاص و حساس سرپرستی خانوار را از سوی زنان مجرم نمونه نشان می دهد. اما همچنان مجموعه فاکتورهای مادری و پدری نیز از اثرگذارترین عوامل بروز جرم در زنان مورد مطالعه بودند. با رد فرضیه تک علت بینی در این بررسی به مطالعه سطوح و میزان مداخله متغیر تعديل گر رفاه خانوار (سواد مددجویان و مادرانشان، تعداد اعضای خانوار و درآمد زنان) بر متغیرهای مستقل 28گانه پرداخت. متغیر مداخله گر بیشترین تاثیرات را بر متغیرهای عدم تامین نیازهای عاطفی، کم اهمیتی سواد و علم نزد والدین و غفلت از فرزندان داشته است. سطح هم تغییری و همسویی متغیرهای 28گانه نیز با تعیین ضرایب همبستگی آنها محاسبه شد. ما را به این نتیجه دلالت داد که برای کاهش یا تغییر در حجم اثرات متغیرهای عاملی بروز جرم توجه به همسویی و همبستگی بالای متغیرهای 6و 15(غفلت از فرزندان و بدرفتاری آنها)، 11و15 (بد رفتاری پدر و غفلت از فرزندان) و متغیرهای 3و7 (مقایسه غلط فرزندان و بد رفتاری مادر) بر هم لازم است. در عین اهمیت فاکتورهای عاملی اقتصاد، ملاحظه می شود فضای روانی ارتباط والدین با فرزندان(زنان مجرم) و سطح و گستره اخلاقی – عاطفی این فضا نکته و حوزه مهم برای تحلیلگران و درمانگران آسیب شناسی خانواده با نگرش به آسیب شناسی زنان سرپرست خانوار خواهد بود.

منابع و مآخذ

1. ارونسون، الیوت(1382) روانشناسی اجتماعی، ترجمه حسین شکرکن، چاپ اول از ویرایش هشتم، تهران: نشر رشد

 2. اسدالهی، عبدالرحیم(1384) نقش مرکز مراقبت بعد از خروج در اشتغالزایی و پیشگیری از بروز جرم در زنان زندانی خوزستان، طرح پژوهشی زندانهای خوزستان، اهواز: آرشیو و کتابخانه مرکز آموزش منطقه 3 زندانهای کشور

 3. اشرف، احمد(1354) کژرفتاری، تهران: آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی

 4. براتوند، محمود(1384) بررسی و مقایسه منطقه حاشیه نشین سیدخلف با منطقه مرفه نشین کیانپارس اهواز، اهواز: سمینار حاشیه نشینی و جرم ، قوه قضاییه

 5. پولادی، محمدعلی و همکاران(1378)بررسی عوامل بروز جرم در زنان زندانی خوزستان، طرح پژوهشی، اهواز: اداره کل زندانهای خوزستان

6. ستوده، هدایت الله(1376)آسیب شناسی اجتماعی، چاپ چهارم، تهران، نشر آوای نور

7. شیخاوندی، داور(1379) جامعه شناسی انحرافات و مسائل جامعوی، چاپ چهارم، تهران: نشر مرندیز

 8. صدیق سروستانی، رحمت الله(1383) جامعه شناسی انحرافات اجتماعی، تهران: نشر آن

 9. فرجاد، محمدحسین(1375) آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی انحرافات، چاپ هفتم، تهران:

 10. گرت، استفانی(1382) جامعه شناسی جنسیت، ترجمه کتایون بقایی، چاپ دوم، تهران: نشر دیگر

 11. ماسن، پل هنری(1382) رشد و شخصیت کودک، ترجمه مهشید یاسایی، چاپ یازدهم، تهران: نشر رشد

 12. محسنی تبریزی، علیرضا(1383) وندالیسم، تهران: نشر آن

 13. مرادی، علیرضا(1365) خصوصیات شخصیتی نوجوانان، رساله کارشناسی ارشد روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، تهران: دانشگاه تربیت مدرس

 14. هارولامبوس(1383) تئوریهای انحرافات، ترجمه امان الله صوفی، مجله رشد اجتماعی، شمارگان 8 ، تابستان 1383

 

 

برگرفته از سایت: جامعه شناسی ایران

 

گردآورنده: دانشجوی رشته علوم اجتماعی(خدمات) - کتانباف  



موضوعات مرتبط: جامعه شناسی

تاريخ : دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 | 17:57 | نویسنده : موسوی وکتانباف |