مقدمه

 آنچه در این تحقیق آمده است شرحی بسیار اجمالی در مورد خودکشی و علل آن می باشد. دراین تحقیق برآن بودیم تا درابتدا تعریف مختصری ازخودکشی ،علل آن وراه های پیشگیری از خودکشی را ارائه دهیم.

نظریات جامعه شناسان را بررسی کنیم و سرانجام نگاهی اجمالی به پدیده ی خودکشی درایران داشته باشیم و به همین منظورمطالب را به دوبخش نظری خودکشی و  بررسی تجربی خودکشی تقسیم کردیم.

 

                 بخش اول

بررسی نظری خودکشی:

1.                   خودکشی :

     پدیده خودکشی که ازعوارض مهم دنیای صنعتی عصرحاضراست  بیشترمتأثر از نا به سامانی ها ،اختلال های روانی و       نابرابری های اجتماعی است . دورکیم درکتاب " تقسیم کار " خود براین اعتقاد است که " خودکشی همراه با تمدن ظاهر می شود و یا حداقل آن چه به شکل خودکشی  در جوامع فروتر ملاحظه می شود ، خصوصیات ویژه ای دارد . " (  دورکیم ، 1359: 284) (ستوده ،1378 : 236 )

در سال 1737 دفونتن برای نخستین بار کلمه   Suicideدرفرانسه به کار برد که بعداً آکادمی علوم فرانسه در سال 1762 آن را پذیرفت . ( اسلامی نسب ،1371 :73 )

      باتاموردراثر خود "جامعه شناسی" ،آورده است که دورکیم درتحقیق خود قصد آن  داشته که  بین میزان خودکشی و درجه ی پیوستگی افراد  درگروه های اجتماعی ( همبستگی و انسجام اجتماعی) رابطه برقرارکند ومعتقد است که هدف دورکیم این بود که میزان خودکشی در گروه های مختلف اجتماعی را به خصایص مشخصه ی این گروه ها ربط دهد و به این طریق علل اجتماعی خودکشی را کشف نماید . ( باتامور، 2535 :  51,25 )

     دورکیم طبیعت بشر را با رجوع به مفهوم واقعیت های اجتماعی تبیین می کند . به نظر وی واقعیت های اجتماعی طرق عمل کردن ، فکر کردن و احساس کردن است که تا حدودی بین شماری از مردم مشترک است که این واقعیت ها نسبت به افراد اموری خارجی و بیرونی محسوب می شوند و بر وی اقتدار آمرانه ای را اعمال می کنند. ( محسنی تبریزی ،1373 : 120 )                     درزندگي شهرنشيني كنوني، جمعیت بسیار زیاد  درشهرها وعدم تجانس افراد با هم واحساس غربت ، تنهایي وكم ‌شدن تعداد افراد خانواده‌ها و كاهش‌يافتن محبت خانوادگي ،افزایش استقلال فردی ،هم‌چشمي‌ها و پيداشدن آرزوهاي دور و دراز زندگي مادي ، خواستن‌ها و نتوانستن‌ها ، فرارازخانواده و پناه‌بردن به اجتماع نا آشنا ، سرگشتگي درميان ارزش‌هاي متضاد زندگي شهري جديد، ناتوانی درمبارزه با دشواري ها وشكستها و نوميديها، محروميت درعشق توام با فقر مادي  وسرانجام ضعف يا رنجوري شخصيت آن چنان ناراحتي‌هایي ايجاد مي كند كه فرد خود را در نابودي وپوچی  جستجو مي كند و دست به خودكشي ميزند . پایان نامه :

TH30015ff, http://www.irandoc.ac.ir/Database/The-int.htm)

 

 

 

 

 

تعریف خودکشی :

 خودکشی از آسیب های مهم فردی و اجتماعی است که به طور متوسط در میان معتادان و بیماران روانی بیشتر است .فرد خودکش بر این باور است که در زندگی به اهداف و امیال خود  نرسیده است و زندگی مفهوم خود را از دست داده است ومرگ بهترازآن قلمداد می شود. ( قائمی، 1364: 113-112)

خودکشی در لغت نامه ی دهخدا به معنای " خود را به وسیله ای کشتن ، انتحار ، کار زیاد کردن ، کوشش بسیار " آمده است.( لغت نامه ی دهخدا ،1347: 848 )

 

امیل دورکیم (1917-1858) دراثر معروف خود به نام  خودکشی  آن را پدیده ای اجتماعی به شمار آورده و چنین تعریف می کند :

"خودکشی" عبارت است ازهرنوع مرگی که نتیجه مستقیم یا غیرمستقیم کردار منفی یا مثبت خود قربانی است که می بایست چنان نتیجه ای به بار آورد ."  (دورکیم ،1378 :6 )

هم چنین می توان به تعریف دشه اشاره کرد که می گوید : " اقدامی معمولاً از روی آگاهی برای سر به نیست کردن خود به آن ترتیب که مرگ هدف یا وسیله باشد ." ( ریئس دانا ،1380 : 172 )

آشیل دلماس نیز خودکشی را عبارت می داند از  " عملی که به وسیله ی شخص برای معدوم ساختن خود انجام می دهد ، در حالی که اختیار مرگ  و زندگی در حیطه قدرت اوست و از لحاظ اخلاقی موظف به انجام این عمل نمی باشد . "                         ( اسلامی نسب ،1371 : 73 , 74 )

مین جر روانشناس ، میل به مرگ را نزد فرد خودکش آرامشی می داند که دراثر تنشهای جامعه _ محدودیت های اجتماعی واخلاق ،که توانسته مانع ازرهاشدن انرژی پرخاشگری  و جنسی فرد شود ودر نهایت  فشار داخلی پدید می آورد - به آن دست پیدا کرده است . ( ریئس دانا ) ، ( 178 : 1380 )

ژان باچلر در کتاب خودکشی خود در مورد خودکشی گریز کرایانه می نویسد که " انسان با خودکشی کردن سعی می کند از روبرو شدن با شرایط غیر قابل تحمل زندگی فرار کند." به عبارت دیگر وی خودکشی را خروج از شرایط نامساعد ودشوار زندگی            می داند. (اشنایدمن ،1378 : 178)

 پس در مجموع می توان نتیجه گرفت که خودکشی عملی است آگاهانه و کاملاً ارادی که فرد برای پایان دادن به زندگی خویش انجام می دهد  .Suicide 

به معنی خودکشی دال بر همین عمل است که دفونتن اولین بار آن را به کار برد ؛ به اعتقاد " ریمون آرون" کردار مثبت مثل عمل فردی که برای خاتمه دادن به زندگی گلوله ای درشقیقه اش خالی می کند و کردارمنفی عمل فردی است که خانه درحال سوختن را ترک نمی کند . فردی که اقدام به خودکشی می کند از نتیجه عمل خود آگاهی دارد و این مهم ترین مسئله در تشریح و تبیین پدیده خودکشی است. برخی مانند ارسطو خودکشی  به منظور فداکاری ( دگرخواهانه )  را خودکشی محسوب نمی کنند ؛ ارسطو خودکشی را عملی برای معدوم ساختن فرد توسط خودش می داند که" به منظور فداکاری نمی باشد ،یعنی فرد برای قربانی شدن به انتحار دست نمی زند ".  اما اسکیرول که دورکیم در کتاب خودکشی به نظر وی اشاره کرده نظری عکس نظریات یاد شده دارد ، اسکیرول معتقد است که  "در خودکشی تمام خصوصیات  دیوانگی دیده می شود ." او با استناد به این نظر نتیجه می گیرد که خودکشی عملی غیر ارادی است و نباید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرد . دانامردیث لیزاردی در رساله ی دکترای خود معتقد است که اگرچه بسیاری از تحقیقات نشان دهندی این است که اکثر افرادی که اقدام به خودکشی می کنند ،ذهن بیمار دارند اما این نظریات را نمی توان به همه ی بیماران روانی تعمیم دادو معتقد بود که آنها در طول بیماری خود حتماً یک بار به خودکشی اقدام می کنند. انستیتو ملی بهداشت روانی امریکا "خودکشی را تلاشی آگاهانه  برای خاتمه دادن به زندگی شخصی توسط خودش می باشد که ممکن است این تلاش به اقدام تلاشی فقط به شکل احساسی در فرد بماند .(انستیتو روانشناسی ایران )  (آرون ، 1381 :376 )(اسلامی نسب ،1371 :73) (نصرآبادی ،1382 :4) (دورکیم ،1378 :22)

 

 

 1 2 -  رفتار های قبل از خودکشی:

معمولاً افرادی که اقدام به خودکشی می کنند دارای برخی خصوصیات رفتاری مشترک هستند ؛ اغلب در سطح اقتصادی پایین جامعه قرار دارند و یا این که دچار افسردگی می باشند.

اضطراب مزمن ، افسردگی ، تهدید به خودکشی و ... از نشانه های مهم رفتاری هستند که منجر به خودکشی می شوند . این افراد اغلب تصور می کنند که با مشکلی بزرگ وغیر قابل تحمل روبه رو هستند که تنها چاره باقی مانده مرگ است .( تایلر،1376:46,45 )

رفتارهای خودکشانه نتیجه تعامل پیچیده عوامل پزشکی _ اجتماعی و خانوادگی می باشد . تغییرات اجتماعی که ممکن است با افزایش خودکشی جوانان مرتبط باشد عبارتند ازعوامل افزایش دهنده ی افسردگی کودکی ، کاهش ثبات خانوادگی و افزایش دسترسی به سلاح . (طباطبایی ،1384 : 27)

دراروپا بزرگترین موج خودکشی جوانان طی جنگ جهانی بودو  ازدلایل آن می توان به بیکاری دسته جمعی ، ناکامی های ناشی ازآن حتی در بین افراد با تحصیلات بالا ، کاهش اعتقادات مذهبی ،مدارا با رفتارهای بحرانی در خرده فرهنگ جوانان و اثرات طلاق بر کودکان اشاره کرد . ( محمدی ، 1383: 214 )

عوامل بسیاری به نسبت های خودکشی بستگی دارند مانند جنس مذکر ، بیوه گی ، مجرد یا مطلقه بودن ، تمرکز جمعیت ، بحران های اقتصادی ، سکونت در کلان شهرها و شهر های بزرگ ، سابقه اختلافات خانوادگی در زمان کودکی ،اختلالات روانی و بیماری های جسمی .  (استنگل ،1347 :23 )

 

 

می توان عومل مؤثر برشیوع خودکشی را به صورت زیر دسته بندی کرد:

v        جنس: در تمام سنین مردها سه برابر زن ها خودکشی موفق داشته اند در حالی که زن ها سه برابر مردها اقدام به خودکشی می کنند .

v        سن :خودکشی و بیشتر از آن ژست و فکر خودکشی در نوجوانان افسرده دیده می شود . (خودکشی سومین عامل مرگ ومیر نوجوانان است ).

v        مذهب:میان یهودیان و کاتولیک ها ، خودکشی نسبت به پروتستان ها کمتر است ومیان مسلمانان به خصوص طبقات مذهبی که ازایمان بیشتری  برخوردار باشند تصورمی شود از تمام مذاهب کمتر باشد.

v        وضعیت تأهل : خودکشی میان افراد مجرد دوبار بیشتر از افراد متأهل است و برای مطلقه وبیوه چهار تا ده بار بیشتر از کسانی است که  با همسر خود زندگی می کنند.

v                شغل.

v                نژاد : در امریکا اغلب خودکشی سفیدپوستان از سیاه پوستان بیشتر است.

v        شرایط اقلیمی : اثربادهای خنک مثل " فون" دردره‌های کوه آلپ وحتی در شمال ایران ، به ویژه درگرگان ، باعث حالت تهییج و تشویش بالایی  می‌شود .خطرات خودکشی در هوای خشک قاره‌ای، یا در بهار هنگام افزایش فشار جوی افزایش می‌یابند.

v                سلامت جسمی وروانی

v        محیط زندگی : زندگی در شهرهای بزرگ خطر اقدام به خودکشی را افزایش می دهد. (اسلامی نسب ،1371 :87-85) (اشراقی ، مجله جغرافیای ایران)


 
1   1 2 -  شاخص های مهم رفتاری قبل از خودکشی:

v                افسردگی ؛ افسردگی به معنی Depression  و افسردگی به معنی Melancholy ( غم زدگی )

v                گیسختگی در روابط صمیمانه ی شخصی

v                سابقه ی خودکشی در خانواده

v                سابقه ی اقدام به خودکشی فرد

v                انزوای اجتماعی

v                الکلسیم و اعتیاد

v                فقر ومحرومیت مزمن

v                رفتارهای پرخاشگرانه در خانه یا محیط اجتماعی

v                صحبت مستقیم یا غیر مستقیم درباره ی خودکشی

v        تغییرات ناگهانی در رفتار مانند بی قراری غیرعادی ، ناآرامی و یا انتقال از افسردگی به حالت خوشی و شادمانی که باعث پوشاندن حالات روانی اصلی می شود.

v                بیماری های روانی

v                از دست دادن ،همسر ،والدین ،فرزندان ،نزدیکان و دوست صمیمی

v                سابقه بستری شدن در بیمارستان روان پزشکی

v        آزار و رنجیدگی از نوع غیر قابل تحمل برای فرد (طباطبایی ،1384 : 28)(تایلر ،1376 :46,45 ) (اسلامی نسب ،1371 : 260 )

 

 2 2 1 -  افسردگی :       

همان طور که قبلاًاشاره شد افسردگی از مهم ترین رفتارهای منجر به خودکشی است ؛ احساس بی ارزشی، احساس گناه و اندیشیدن درباره مرگ،خودکشی یا اقدام به خودکشی از شایع ترین نشانه های افسردگی است ؛ فاربر و ولیمتن (1970) بیان کرده اند که هنگام افسردگی شدید ،شخص معمولاً دوراندیشی خود را از دست داده و از لحاظ عاطفی ، توانایی حل مشکلات را نداشته وبه دلیل محدودیت جریان فکری قادر به انتخاب راه حلی جز خودکشی نیست .(کلمن،1376:677(

 و نیز گفته شد که منظور افسردگی به معنی Depression  و افسردگی به معنی Melancholy  است .


علایم Depression عبارتند از :

 اختلال در اشتها ، اختلال در خواب ، فقدان انرژی ،احساس بدبینی ،هیجان روانی و حرکتی ، گاهی غمگین و گاهی شاد وهیجانی اشتغال ذهنی در مورد مرگ و خودکشی ،خستگی پذیری.


علایم Melancholy عبارتند از:

بی خوابی ،سوءهاضمه ،منزوی و غیر فعال شدن ،خودداری از حرف زدن و خوردن ،احساس شدید تقصیر و گناه و بیچارگی، اضطراب  و گریه بی اراده ، اعتراف نکردن به افسردگی اشاره کرد که درنهایت فرد تصورمی کند درد اوغیر قابل علاج است وتنها راه چاره خودکشی است .(دانش ،1379 :184,183 ) (محمد خانی ،1381: 38 ) ( ریئس دانا ،1380: 185-179)


  3 1 - شیوه های خودکشی

 وسایل خودکشی بسته به سهولت ،تقلید و هنجارهای اجتماعی وزمانی، تقلید می کند . روش های خودکشی درغرب نسبت به سال های 1960 که از گازهای مخرب و سمی استفاده می شد تغییر کرده است . شایع ترین روش خودکشی در امریکا ،اسلحه گرم است .( ریئس دانا ،1380 :176) (اسلامی نسب ،1371 . 103 )

 شایع ترین روش خودکشی درایران خودسوزی و پس از آن دارآویختگی است                                                    .  
به طور کلی از 50 سال قبل تا کنون می توان روش های خودکشی را چنین برشمرد : حلق آویز کردن ،مسموم کردن ، به کاربردن اسلحه های سرد ،غرق کردن ،پرتاب ازبلندی ،خود را به زیروسایل موتوری سنگین انداختن و بالاخره خودسوزی و استفاده از سلاح های گرم.

 

شیوه های خودکشی به موارد ذیل قابل تقسیم هستند:

v                شیوه های رنج آور : سقوط از بلندی ،سلاح گرم و سرد ،تصادف عمدی و  خودسوزی .

v                شیوه های خفه کننده : غرق شدگی ، خفگی با گازها و دود ذغال و  حلق آویز کردن .

v                شیوه های مسموم کننده : املاح آرسنیک ، داروهای خواب آور ،  الکل و سموم شیمیایی .

v        و برخی شیوه های مشکوک که به تشخیص پزشکی قانونی بستگی دارد  مانند ضربات چاقوی مشکوک ،خفگی های مشکوک و غیره .

 

     امروزه عامل تقلید ،پیچیدگی های شخصیتی و روانی ،تأثیربربازماندگان شیوه های مرگ گوناگونی را نزد فرد خودکش به همراه دارد .(اسلامی نسب ،1371 :104,106,  103 ) (ریئس دانا،1380 :176 ((محمدی،1383 :216 )

 

2.                   انواع خودکشی :

نظریه پردازان تقسیم بندی های مختلفی از  انواع خودکشی ارائه داده اند که مشهورترین آن تقسیم بندی دورکیم است .


 
1 2 -  انواع  اجتماعی خودکشی (طبقه بندی دورکیم ) :

     دورکیم استدلال کرد که هرچه فردخود را  از زندگی اجتماعی منفک سازد ، اجتماع یکپارچگی خود را از دست می دهد ودرنتیجه با ضعیف و ناتوان شدن گروه های اجتماعی که فرد بدان ها وابسته است ، فرد کمتر به آنها وابستگی پیدا می کند و به خود وابسته می شود و" تنها  قواعد رفتاری را که برمبنای منافع شخصی اش استوارباشد ،می پذیرد ". و سرانجام درنتیجه این خود فردی دربرابرخود اجتماعی ،فرد به خود خواهی یا فردگرایی افراطی خواهد رسید.

 

دورکیم خودکشی را به چهار دسته تقسیم کرده است                                                      :
 
1 1 2 - خودکشی خودخواهانه:

     دورکیم این نوع خودکشی را خاص جوامع و اجتماعاتی که دارای فلسفه وسنت فرد گرایی ،استقلال طلبی افراد،خوداتکایی و خودکفایی می باشند ،می داند                                               .
در چنین جوامعی به واسطه ی میزان کنترل اجتماعی و فشار جمعی بسیار کم ،تضعیف روح جمعی  ،بی طرفی سازمان های اجتماعی در مسئولیت های فردی ، غلبه مناسبات و روابط ثانویه و رسمی بر روابط اولیه ونخستین و عدم تعلق عمیق فرد به گروه ،کمبود یا اختلال شدید همانند سازی با گروه های اجتماعی و عدم پشتیبانی اجتماعی و سرپرستی عاطفی و روانی سازمان ها از فرد سبب افزایش تمایل او به خودکشی در شرایط بحرانی  می گردد. در این جوامع افراد شدیداً به اراده خود وابسته اند و رفتار خود را بنا به میل شخصی اشان تنظیم می کنندو ارزش های حاکم بر جامعه در انتخاب آنها  تأثیری ندارد البته این میزان فردگرایی بسته به جوامع متفاوت ، تغییر می کند.

     دورکیم برای توجیه خودکشی خودگرایانه به مسایل روانی توجه نمی کند ، "اگر چه توضیح علل خودگرایانه خود به معنی پذیرش نوعی علل روانی است ولی دورکیم بررسی روانی آسیب های اجتماعی را ازمطالعاتش دورمی کند                        " .
خودکشی خودخواهانه ،خود نیز به دو قسم است ؛ نوع مالیخولیایی که با نوعی سستی و احساس فتورهمراه است وحالات افسردگی و انفعال شدید درافراد دیده می شود . نوع اپیکوری که با احساس بی میلی و بی اشتهایی به صورت امری واقعی وغیرخیالی درفرد به شدت راه یافته است ،اورا نسبت به هرچه در پیرامون است بی میل ،بی تفاوت و خونسرد می سازد. ( تنهایی ، 1374 : 142- 141 ) (دورکیم ،1378 :323-161 ) (محسنی تبریزی ، (131 132 : 1373 ) شیخاوندی ،1373 : 69  ) (قائمی ،1364 : 113)


 ویتنی پوپ استدلال دورکیم رادرباره ی خودکشی خودگرایانه به اختصار زیر جمع بندی می کند:

"هر چه میزان کنش متقابل اجتماعی کم تر باشد ، احساسات جمعی ضعیف تر است ؛هرچه احساسات جمعی ضعیف تر باشد ،یگانگی اجتماعی ضعیف تر است ؛هر چه یگانگی اجتماعی ضعیف تر باشد ،افراد کمتر به منافع اجتماعی نظر دارند ؛ هر چه افراد کم تر به منافع اجتماعی نظر داشته باشند ،در زندگی معنای کم تری می یابند و میزان خودکشی اجتماعی زیادتر می شود . "  (کیویستو ،1380 : 140 )


 
1 2 2 - خودکشی دگر گرایانه:

خودکشی دگر خواهانه بیشتردرجوامع ابتدایی و به صورت یک وظیفه اجتماعی تجلی پیدا می کند ؛ مثل رسم ساتی هندوان یا خودکشی مردان درآستانه سالمندی وافراد بیماردرقبایل فیجی ومانگا . خودکشی خوخواهانه عموماً متلعق به دنیای جدید و با رشد تکنولوژی وفرد گرایی ارتباط دارد .(دورکیم ،1378 :254-253 ) در این گونه جوامع میزان کنترل و فشار گروهی به شدت بالا ، تعلق گروهی بسیار عمیق و همانند سازی با گروه بسیار شدید است تا حدی که موجودیت فردی مستقل از موجودیت گروهی نامفهوم قلمداد می شود وکه درمجموع می توان گفت که دراین گونه جوامع ،تقسیم کار محدود ، احساس همبستگی بالا و پیوند  و احساس  یگانگی به علت همانندی شرکت درآداب و رسوم مشترک می باشد و قابل تقسیم به سه دسته ی اجباری ،اختیاری و هوشمندانه است .

     در نوع اجباری خودکشی به عنوان یک وظیفه ی اجتماعی محسوب می شود ؛خودکشی دگرگرایانه ی اختیاری به گونه ای اطلاق می شود که فرد داوطلبانه به استقبال مرگ می رود اما در نوع سوم کناره گیری فرد از خود و چشم پوشی از دنیا به دلیل تمجید وستایش فرهنگ جامعه از این عمل است.(محسنی تبریزی،1373 : 134)


1 3 2 - خودکشی آنومیک:

خودکشی آنومیک معلول عدم تعادل ،دگرگونی ساختاری ،وقفه ناگهانی شدید یا تغییرات عمیق و سریع سازمان ها ونظام های اجتماعی است که خوداین عوامل معلول کسادی سازمان اقتصادی ،ازهم پاشیدگی ارزش های سنتی ، تورم ،تغییر حکومت وانقلاب و.. است . و کنش افراد به وسیله ی هنجارهای روشن  و قاطع ، تکوین نیابد . چهار شاخص در بوز این نوع خودکشی مؤثر است :تغییرات سریع اجتماعی، آشفتگی در نظام جمعی و نظم عمومی جامعه ، داشتن مشاغل حرفه ای و لیبرال، طلاق و در نتیجه ی آن اغتشاش در روابط بین هدف ووسیله ی خانواده . ( محسنی تبریزی ،1373 :137- 135) ( شیخاوندی ، 1373 : 69 )


1 4 2 - خودکشی تقدیرگرایانه:

     این خودکشی نوعی عکس العمل به بازبینی ،کنترل و تنظیم اجتماعی جامعه است ؛زمانی که جامعه به حد مفرط و شدیدی دست به " ایجاد نظمی دستوری " می زند و( فرد به شدت تحت انقیاد و تقلید اجتماعی قراردارد وهرچیزی تحدید شده ،کنترل شده ،منظم ،خشک و بی روح است ). دراین مواقع حق گزینش از افراد سلب شده  و فرد تحت شرایط اجباری ، نمی تواند اهداف و راه های رسیدن به آنها را فراهم کند و سرانجام به قضا و قدر تن دهد. (محسنی تبریزی ،1373 :137) (شیخاوندی ، 70 : 1373 )


آسیب شناسی جامعه شناسی دورکیم عمدتاً دو حالت دارد :

     مشکل درنظام اجتماعی ومشکل درگروه های کوچک داخل اجتماع و یا افراد .  به طورکل می توان گفت که " خودکشی دگر گرایانه و خودگرایانه ، ازپیوستگی شدید و پیوستگی ضعیف افراد ناشی می شود در حالی  که خودکشی ناشی ازبی هنجاری            ( آنومیک )  وخودکشی تقدیرگرایانه ،ازدخالت ونظارت بیش ازحد ناشی می شوند."(تنهایی ،1374 :142-141 ) (تایلر ،1376 : 16)

 


1 4 4 -  عوامل اقتصادی:

      نارسایی های اقتصادی درافزایش و شیوع نرخ خودکشی تأثیر به سزایی دارند. آ. هنری و جی . شورت دریکی از بنیادی ترین مطالعات درباره ی میزان های خودکشی دریافتند که خودکشی دردوره های کساد اقتصادی اقزایش می یابد ؛ خودکشی درمیان گروه های متعلق به پایگاه بالا ، نسبتاً شایع تراست و حال آن که قتل عمد به طورنسبی درمیان گروه های پایین تررواج دارد.                ) تایلر، 1376 : 27                          (
بیکاری ،اخراج از کار ، ورشکستگی مالی ، فقر و تنگ دستی  از علل اقتصادی مهم در رابطه با افزایش خودکشی هستند . بیکاری دسته جمعی و ناکامی های ناشی از آن از شاخص های عمده در بزرگترین موج بیکاری بعد از جنگ جهانی در بین جوانا 15 تا 24 ساله در کشورهای صنعتی بود . ( محمدی ، 1383 : 214 ) ( اسلامی نسب ، 1371 : 275)

     هنری و شورت معتقدند که در دوره های کساد اقتصادی شاهد افزایش  نرخ خودکشی در میان افراد در پایگاه های بالاتر هستیم . ( تایلر ، 1376 : 27 )


5-  تبیین خودکشی ( نظریه جامعه شناختی خودکشی )

دورکیم در مطالعات خود به این نتیجه رسید که در کشورهای کاتولیک مذهب خیلی کمتر از کشورهای پروتستان مذهب ودر کشورهایی با مذهب مختلط ،حد وسط این دو میزان است و این به دلیل این نیست که مذهب پروتستان کمتر از کاتولیک ،خودکشی را مذموم دانسته بلکه به دلیل رشد فردگرایی درجوامع پروتستان مذهب است و افراد این جوامع که دارای روحیه ی پرس وجوگری هستند در حالی که کاتولیک ها با حفظ سیمای سنتی خود از انسجام و یپارچگی بیشری برخوردارند ,به عبارت دیگربا کاهش سطح همبستگی اجتماعی ،خودکشی افزایش پیدا می کند . ( توسلی ،1374 : 146 )

     استنتاج کلی دورکیم این است که نرخ خودکشی اجتماعی هرجمعیتی تنها با عطف به نتایج و آثار میزان تغییرات دردرجات انسجام اجتماعی و یکپارچگی گروهی قابل تبیین است . وی هم چنین در صدد بود نرخ خودکشی را بدون کنترل متغییرهای سن وجنس توضیح دهد.

 

روش دورکیم جهت حصول به متغیر های علّی ِ تعیین کنندة نرخ خودکشی عبارت است از:

1-  حذف عوامل فوق اجتماعی از رابطه ی علّی
2- اقدام به نوعی تعمیم اخص درباب ارتباط بین نرخ خودکشی اجتماعی و میزان همبستگی و تشکل اجتماعی

     در سخن دورکیم ،منش اجتماعی شامل کیفیت هایی مانند "چگونگی عمل ، تفکر و احساس " به حساب می آیند . البته ا در نظر گرفتن عناصر ی "واقعه اجتماعی " ،آن هم بدان سب که دورکیم مانند وبر خصوصیات این پدیده را صرفاً د رحالات ذهنی شخص جستجو نمی کند و به واقعیت های خارجی که خود را بر فرد تحمیل می کند هم ،توجه دارد. ( سلیمی و داوری ، 1380 : 209 )

     تارد معتقد بود که رفتار و اعمال هر فرد در اجتماع ناشی از تقلید است و افراد با تقلید از عادات و رفتار دیگران ،روابط اجتماعی خود را برقرار می کنند. دورکیم همچنین به انتقاد ازنظریات تارد پرداخته است و تقلید دررفتارهای اجتماعی را رد می کند  وبا واضح سازی اهداف  و روش های جامعه شناسی به آن جنبه ی علمی داده و عقیده دارد که افکار و رفتار افراد تابع نمودهای اجتماعی است مه ناشی از مجموعه ی تجربیات و آرمان های جامعه است که عقاید و اسلوب های انسان به طور ناخود آگاه بدان وابستگی دارد(دانش ،1379 :306-304)

   از دهه ٧٠ میلادی به بعدنظریه دورکیم پیرامون خودکشی،به ویژه آنجاکه مسأله ارتباط میان خودکشی ومذهب مطرح است،به لحاظ تئوریک و تجربی وروش شناختی موردسؤالات جدی قرارگرفته است.

     فرانک ون در مقاله ای با عنوان "Denomination , Religious Context, and Suicide: Neo- Durkheimian Multilevel Explanation Tested with  Individual and Contextual data" دراین قسمت به برخی ازاین ایرادات اشاره می شود:

1-   نظریه دورکیم"پروتستانها بیشترازکاتولیکها خودکشی می کنند" بعد ازوی بصورت یک قانون عام  فراگیر و همیشگی جامعه شناسی درآمد ؛ این درحالی است که نتایج برخی تحقیقات خلاف آن را نشان می دهد.تحقیقات انجام شده پیرامون"خودکشی" درکشورهلند برای مدت ١٩٧٣تا ١٩٧٦نشان می دهد درگروهی از پروتستانها(پروتستانهای ارتدوکس) طی این مدت میزان خودکشی کمترازکاتولیکها بوده است ودرگروه دیگری ازپروتستانها (پروتستانهای لیبرال) میزان خودکشی بیشترازکاتولیکها بوده است . بنابراین به نظریه ی دورکیم نباید به صورت یک قانون جهان شمول و همیشگی جامعه شناسی نگریست

2- نظریه خودکشی دورکیم نظریه ای است که پدیده خودکشی را فقط درسطح کلان وکلی بررسی کرده اما فاقد تجزیه وتحلیل این پدیده در سطوح خردتروبا استفاده ازاطلاعات کافی و فردی است. منتقدانی چون جونزوانیل به مسأله "جمع گرایی"دورکیم وکم بهادادن به نقش افراد وعدم جمع بندی اطلاعات مربوط به ویژگی های فردی کسانی که اقدام به خودکشی دورکیم تلقی کرده اند.

3-  نظریه دورکیم عمدتا ًبا تکیه برآمارهای کلی جمع آوری شده ازکشورها تدوین وفرمولیزه شده است. به عقیده منتقدانی چون پاپه و دانی گلیس و دیگران،پدیده خودکشی می بایست در سطوح جغرافیایی کوچکتر یعنی مناطق محدودمورد بررسی قرارمی گیرد زیرا درغیراینصورت از مسأله تأثیر ویژگیهای محیط سکونت بر پدیده خودکشی غفلت خواهد شد.(اشتباه اکولوژیک)

4-  برخی منتقدان مثل آتکینسون ، دای و داگلاس اساساً عقیده دارند میزان خودکشی درپروتستان ها و کاتولیک ها مساوی بوده وهست اما کاتولیکها بیشتر از پروتستانها مسئله خدکشی را به عنوان"علت مرگ"پنهان کرده وخودکشی کاتولیکها دردفاتر ثبت احوال معمولاًکمتراز پروتستان ها ثبت و گزارش میشود؛ به عنوان مثال ون پاپل و دای درمطالعات خود مشاهده کردند که در هلندطی سالهای١٩١٠-١٩٠٥تفاوت میزان خودکشی کاتولیکها و پروتستانها  ناشی"کم گزارش شدن" نرخ واقعی خودکشی کاتولیکها به دفاترومرجع رسمی بوده است.

البته نویسندگان این مقاله ایرادات منتقدین را قبول نداشته و در ادامه مقاله به آن پاسخ داده اند. (Van, 2005: 799-801)  

    اساس نظریه ی خودکشی را می توان روی مشخصات پویایی ،فشارها ،یگانگی و جذابیت سازمان ها و گروه های اجتماعی در میزان تعلق وهمانند سازی فرد در رابطه با گروه های  اولیه و ثانویه در اجتماع ،تعیین کننده گستردگی ،نوع و انگیزه ی خودکشی استوار است . ( اسلامی نسب ، 1371: 111)

     جی گیبز و دبلیو مارتین جامعه شناسان امریکایی اظهار داشتند که حتی این قسمت اساسی نظریه دورکیم را نمی توان موضوع آزمایش رسمی و تجربی قرار داد ،بدان سبب که او هیچ تعریف کاری و عملیی را از همبستگی اجتماعی مد نظرش ارائه نکرده است ولی هر دوی آن ها درمورد تأثیرهمبستگی برخودکشی با دورکیم اتفاق نظر دارند و معتقدند که میزان خودکشی یک جمعیت با ثبات و دوام روابط اجتماعی در درون آن جمعیت رابطه معکوس دارد . ( تایلر ،1376 : 24                          (
به عبارت دیگر می توان اشاره داشت که جامعه ،فرد رابه خودکشی ،دیگرکشی و یا رفتار متعادل تشویق می کندوریشه های رفتار خودکشانه دررفتار متقابل جامعه قرار دارد.( اسلامی نسب ،1371 : 111) .

     1. از دیگر نظریات در باب خودکشی می توان به دیدگاه مارکسیستی اشاره کرد ؛ آن ها خودکشی را پدیده ای مرتبط با ساخت سرمایه داری جامعه می داند و لذا از راه مشاهده ی رفتارگرایی ،از بیرون قضیه  به داخل قضیه موضوع را ارزیابی می کند و فقط به رابطه ی بین محرک و بازتاب توجه دارد. آسیب شناسی اجتماعی مارکسیستی در زمینه ی خودکشی ،فقط به سادگی پدیده  را مرتبط با ساخت سرمایه داری نمی بیند و آن را همان جا رها نمی کند و دراین دیدگاه خودکشی را باید هم  درمتن شخصیت و دگرگونی آن و هم محرک های ریشه ای و ساختی و هم آخرین محرک ها بررسی کرد . ( ریئس دانا ،1380 :171)

     2.  جی. جاکوبز ،دورکیم و بسیاری ازنظریات دیگر جامعه شناسان را که به بررسی میزان خودکشی پرداخته اند به دلیل اعتقادی که در موردتبیین پدیده ی خودکشی  بدون مطالعه فرد منتحر ،مورد انتقاد قرار داده است .وی استدلال می کند که فرد به منظور اقدام به خودکشی ،در وهله ی نخست باید چنین پنداردکه با مشکلی لاینحل و غیرقابل تحمل روبه روست ،دوم این که مرگ را تنها چاره بیابد و در نهایت وضعیت را غیرقابل کنترل ببیند .( تایلر ،1376 :55                                           (

6 ـ راه های پیشگیری از خودکشی:

      کاملاً پیداست که خودکشی پدیده ای است که ممکن است درهر قشری از جامعه اتفاق بیفتد ،اما تلاش در کاهش عوامل تنش زای محیطی ،خانوادگی ،تحصیلی وسازمان ها و آموزش بهداشت روانی ازطریق رسانه ها ی گروهی می تواند ازراه کارهایی باشد که ازروند رو به رشد نرخ خودکشی در جوامع بکاهند . ( مسکنی ، 1383: 23)

    دورکیم ثروت ناگهانی دربرابرفقررا یک عامل بحران زا می بیند و نشان می دهد که تحت تأثیراین عامل برخی ازاشکال رفتارهای انحرافی نظیر خودکشی افزایش می یابد که خود این عامل مولود تغییرات شتاب زده ی اجتماعی اقتصادی است که به موجب ازهم  پاشیدگی هنجارهای سنتی یعنی وضعیت سریع آنومی می گردد. کونیک در تکمیل نظریه وی چنین آورده است : " فقر به تنهایی بیشتر به عنوان یک عامل ثبات بخش در جامعه تأثیر می گذارد و در آن صورت فقر غیر قابل تحمل می شود و انسان می کوشد با همه ی ابزار ممکن از وضعیت فقر بیرن آید و در نتیجه ی این اعمال رفتار انحرافی رشد می کند ".     ( رفیع پور ،1378 :18)

     مذهب از عواملی است که نرخ خودکشی را کاهش می دهد اما نه به این دلیل که در محکومیت خودکشی نسبت به اخلاق دینی تردید کمتری دارد و نه مفهوم خدا القا کننده ی اقتداری استثنایی بر اراده ی افراد است بلکه مذهب ،مجموعه ای از اعتقادات و اعمال مشترک نزد پیروان خود است که" سنتی و در نتیجه الزامی است "

 

در پایان این فصل نظری اجمالی بر برخی اقدامات پیشگیرانه در مورد خودکشی خواهیم داشت :

1.          مشاوره ، راهنمایی و حمایت فرد و روان درمانی فرد

2.          همبستگی اجتماعی درحد اعتدال باقی بماند و درتعیین سرنوشت و مسیرزندگی افراد،هم مصالح فردی و هم مصالح جمعی به یک اندازه درنظرگرفته شوند و فشار و نظم اجتماعی درحد معقول و مطلوب باشد.

3.        احساس هویت اجتماعی در افراد تقویت شود زیرا باعث از بین بردن انزوای اجتماعی و غیرهدفمند کردن زندگی فرد می شود و افرادجامعه بر اساس آن ،جایگاه و منزلت واقعی خود را کسب می کنند.

4.                 اشاعه فرهنگ احترام به حقوق انسانی و اصلاح الگو های ارتباط بین زن ومرد .

5.                 تعمیق باورها و نگرش های دینی با به کار گیری شیوه ی تبلیغی مؤثر.

6.                  مقابله با آداب و رسوم غلط اجتماعی درباره ی زنان.

7.                آشنا کردن خانواده با علایم و دگرگونی های رفتاری فرد قبل از خودکشی .

8.               ایجاد خانه ی سلامت وخطوط تلفن بحران.

9.                  پیش بینی واحد درسی "حقوق  و دانش خانواده "در آموزش و پرورش.

10.              بررسی محیط زندگی افرادی که در خطرند .

11.               تعلیم و تربیت روحانیون ،پرستاران ، پلیس، معلمان و سایر مسئولینی که با افراد زیادی ذر تماس هستند.

12.        همین طور باید تصویر فرد از خود و آینده اش را هموراه با عقاید مذهبی روشن کرد چرا که از موانع بسیار با اهمیت در پیشگیری از خودکشی می باشد .(کارکنان نصر آبادی ،1382: 5 ) (کاوه امیدی ،1382 :101- 88 ) (کلمن ، 1377 : 688 (

 

بخش دوم

 بررسی تجربی خودکشی ( مورد ایران )

علل خودکشی در ایران:

     در ایرن مطالعه ی دقیقی در مورد خودکشی صورت نگرفته است زیرا آمار پزشکی قانونی گویا نیست  وبسیاری از افراد خودکشی افراد خانواده ی خود را ننگ وبی آبرویی تلقی کرده و از افشای آن خودکشی می کنند.درکشوآمارهایی وجود دارد که حاکی از آنکه سالیانه  5 تا 7 هزار نفرازطریق خودکشی  جان خود را می گیرند که نیمی از آن ها در شهرهای بزرگ ،یک چهارم در شهرها کوچک ومتوسط و بقیه در روستاها انفاق می افتد . دکتر قرایی مقدم معتقد است که نگاه سنتی خانواده ها به مسأله خودکشی که درکشورما وجود دارد موجب گردیده است تا به آماردقیق و صحیح دسترسی نداشته باشیم زیرا دربسیاری ازشهرهاخودکشی هر یک ازافراد خانواده موجب بی حیثتی و بی آبرویی خانواده می شود همین دلیل به مخفی کردن نوع مرگ می انجامد.  ( ریئس دانا ، 1380 :187)(ستوده ،239 : 1371)


علل خودکشی در ایران :

1.           اختلافات زناشویی ،عشق و تمایلات شدید عاطفی وعلل ناموسی

2.           ناراحتی های روانی ،شکست در عشق و اختلالات روانی و شخصیتی

3.     مشکلات ناشی از شکست های تحصیلی واسترس ها وفشار های روانی و روحی ناشی از آنها(فشار های عاطفی ،فشار های تحصیلی مانند کنکور، نقایص جسمی و فیزیکی در نسل جوان)و احساس پوچی وبی هدفی وافسردگی

4.          فقر و تنگدستی،بیکاری ،اخراج از کار و شرایط نامساعد اقتصادی

5.         مسائل و معضلات زندگی شهری  و وضعیت نا به سامان زندگی

6.          ازهم پاشیدگی گروه های اجتماعی مانند خانواده ، شغلی ، خویشاوندی ، دوستی و..

7.         اعتیاد به مواد مخدر ، الکل و داروهای توهم زا

8.         ضعیف شدن اعتقادات مذهبی

9.          عدم استقلال واجبار در پیروی از مقررات سنتی

10.        ر ملا شدن اسرار و حقایق خصوصی زندگی فرد.( ستوده ،1374 : 240)

 
2ـ رابطه خودکشی با سن- جنس:

     طی تحقیقاتی که درکشورهای مختلف صورت گرفته نتایج به دست آمده حاکی ازآن است که مردها بیش اززنان خودکشی می کنند واغلب آنان درگروه سنی 65-45 ساله قراردارند . اوج اقدام به خودکشی درمیان زنان ومردان ایرانی درگروه سنی 24-18 ساله می باشد.درايران نوجوانان و جوانان ازيک طرف و زنان ازطرف ديگردو قشری هستند که بيشترازسايرين دست به خودکشی می‌زنند. تحقیقات سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشوردرسال ۱۳۸۲ خودکشی 2486 زن و 1481مرد را نشان می‌دهد و آمار وزارت بهداشت ازانجام حداقل ۱۳ خودکشی در روز با ميانگين سنی 29 سال خبر می‌دهد. طبق اين آمار نسبت خودکشی مردان به زنان 5/2 به یک و گاه 5/4 به یک است.در یک طرح پژوهشی که در سال 1352 در کشور ، مشخص گردید که خودکشی در میان مردان وزنان جوان متأهل به دلیل درهم ریختگی ارزش های اجتماعی و فرهنگی و در نتیجه نا به سامانی نهاد خانواده افزایش یافته است.           (رشید یاسمی ، 1345: 100)

     درتحقیقی که در سال های 47-1345 بر روی افرادی که اقدام به خودکشی کرده بودند صورت گرفت ، جامعه مورد مطالعه شامل 839 مرد و 623 زن بوده و نتایج زیر حاصل پژوهش فوق است: خودکشی زنان در گروه سنی 19-15 ساله بیشتر است، اما بیشتر خودکشی های مردان مربوط به فاصله سنی 34-15 سال می باشد. این بررسی اختلاف های خانوادگی را مهم ترین انگیزه خودکشی عنوان می کند(26%) و بعد از آن مسایل اقتصادی را دومین دلیل انجام انتحار معرفی می کند.

   در سال 1349 نیز بررسی ای بر روی 3627 مورد انجام می گیرد که در بین آنها 1415 نفر مرد و 2212 نفز زن بوده اند. که باز حکایت از غلبه زنان خودکش بر مردان خودکشی کننده دارد. دکتر "امان الله قرائی مقدم"  با اشاره به تغییرات به وجود آمده درروند خودکشی ایرانیان طی سه دهه اخیرمعتقد است که نسبت خودکشی زنان و مردان نسبت به ده سال گذشته تغییرکرده است، قبل از سال 1370 نسبت خودکشی زنان به مردان 5 به 2 بود اما در 10 سال گذشته نسبت خودکشی مردان به زنان 3 به 2 افزایش یافته است.

     وی همچنین عامل خودکشی مردم ایران درسطح کلان را وجود " آنومی" یا نوعی بی هنجاری می خواند و پریشانی فکر، نابودی نظم منطقی فکری و دچار تشتت آرا بودن را که منجر به خودکشی افراد می شود از نتایج این بی هنجاری می داند.دکترعباس محمد اصل خودکشی را عملی تعمدی برای نابودی فرد می داند و آن را در سه سطح کلان ،میانه وخرد بررسی می کند.

1.   سطح کلان : از سویی ضعف هنجارها و درهم ریختگی ارزشی و از سوی دیگر فقدان حمایت های مدنی از فردیت رو به رشد شخص،موجب بروز خودکشی می ود.

2.   سطح میانه : فقدان تناسب میان فردیت افراد با هنجارهای اجتماعی و تضاد نمادهای معرفتی الگوهای جدید با ذهنیت و باورهای افراد که به دلیل وجود مدیریت ناکار آمد در سطح جامعه به وجود می آید.

3.  سطح خرد: مجوع این عوامل موجب بروز یک کنش اعتراضی می شود که فرد طی آن تلاش در آسیب رساندن به خود یا جامعه را دارد.(همان )

     بر اساس گزارش مرکز آمار ایران طی سال های 1382-1375 ، در گروه سنی 24-18 ساله در زنان و گروه سنی 34-25 ساله در مردان بالاترین تعداد اقدام به خودکشی دیده می شود .زنان بیشتر ازمردان اقدام به خودکشی می کنند ولی نرخ خودکشی ( منجر به فوت ) در مردان بیشتراست ؛رقم بالا درخودکشی مردان به تفکیک استان دراستان تهران و درزنان مربوط به لرستان بوده است.(سالنامه آماری کشور 1382 )

     شایع ترین روش خودکشی در مردان دارآویختگی، استفاده ازمواد مخدر،استفاده ازترکیب تریاک ودارو وسقوط از بلندی  و هم چنین دربین زنان خودسوزی، استفاده از دارو وجود دارد و روش هایی دیگری همانند برق گرفتگی ،بریدگی با چاقو نیز وجود دارد. ایلام بیشترین آمار خودسوزی را در کشور دارد واستان های کرمانشاه ، همدان، لرستان ، کهگیلویه و بویر احمد و گلستان در رتبه ای بعدی قرار دارند .(اسلامی نسب، 1371:104)

     به طور نسبی اقدام به خودکشی در زنان نسبت به سال 1375 کاهش داشته ولی چشمگیر نبوده و به عکس نرخ اقدام به خودکشی مردان روندی رو به افزایش داشته است و ازاین تعداد اقدام به خودکشی ،مردان اغلب خودکشی کرده در حالی که فوت شدگان در زنان نسبت به اقدام به خودکشی کمتر است.با توجه به سالنامه ی آماری کشوردرسال 1382  نمودارزیررا برای نشان دادن این اختلاف بین اقدام به خودکشی و مرگ ،رسم کرده ایم ؛همان طورکه نمودارها نشان می دهند اختلافی که وجود داردبه دلیل  جلب توجه تنبیه ،ترعیب ، اظهار ندامت و پشیمانی و.. می باشد.

     مطالعات دیگری درمورد پدیده ی خودکشی درکشوروجود دارد به عنوان مثال در شهر قزوین نرخ خودکشی درمردان 5/2 برابر زنان می باشد یا درایلام که سالانه حدود 400 مورد خودکشی در جمعیت 580 هزار نفری ایلام اتفاق می افتد و220 نفر زن و180 مرد این انار را به خود اختصاص داده اند ) . امیدی ملایری ، 1382 : 101-88)(ستوده ،1371 : 240)

 

3 ـ زنان و خودکشی :

     طبق اخبار سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور ، آخرین آمار خودکشی زنان در ایران در مقایسه با سایر کشورها حاکی از پایین بودن این میزان نسبت به کشورهای اروپا ، آفریقای شمالی ، اقیانوسیه وآسیای شرقی درحالی که ازکشورهای امریکای لاتین ، مرکزی و جنوبی بالاتر است. درسال 1379 معاون اجتماعی مرکزامورمشارکت زنان گزارشی با عنوان "گزارش ملی خودکشی زنان"انجام دادند و به تفکیک استان ها به بررسی خودکشی زنان پرداخته بودند .آن ها درتحقیقات خود به روش های جامعه شناسی استناد جسته ونقش عوامل اجتماعی وبیرونی را در بروزاین پدیده متذکر شده اند. طبق بافته های آنان دراستان های کردستان ،سمنان ،کهگیلویه و بویر احمد،مرکزی ،هرمزگان ،یزد و سیستان وبلوچستان نرخ خودکشی به نسبت سال1377 افزایش داشته است و دو استان تهران وسیستان وبلوچستان کمترین نرخ خودکشی را به خود اختصاص داده اند. همچنین میزان خودکشی زنان در دو استان ایلام و کرمانشاه بیشتر از مردان بوده است و بیشترین میزان خودکشی در گروه‌های سنی بالای 25 سال است.

     دکتر فاطمه ملوک باشی روانشناس معتقد است گر چه در ایران خودکشی در مردان بالاتر از زنان است ولی در زنان به طور خاص ، موارد خودکشی در گروه سنی 24 _ 18 سال بیشترین میزان را دارد که عمدتاً به صورت مصرف دارو و خودسوزی است. (مسکنی ،1383 :22(

     مدیر کل امور اجتماعی وزارت کشور با اشاره به تحقیقات کشورتا سال1383  اعلام کرد که زنان بیشتر از مردان اقدام به خودکشی کرده‌اند و علت اصلی آن را اختلافات خانوادگی و باورهای متضاد زنان و مردان درزندگی مشترک دانست؛زیرا در بسیاری ازشهرهای کشور و علی‌الخصوص روستاها مردان خود را صاحب اختیارومالک زنان می‌دانند و ازآنان انتظار اطاعت، پذیرش مطلق عقاید مردان و عدم حضور درعرصه اجتماع را دارند.در تحقیقی هدف  آن بود تا رابطه ی بین سطح تحصیلی زنان و تمایل آنان به افکارخودکشی و آسیب رساندن به همسرسنجیده شود و نتیجه چنین به دست آمد که داشتن سطح تحصیل بالاتربه شکل گیری خودپنداره های مثبت تردرفرد یاری می کند ودراین حالت توهین ها وتحقیرهای همسررا دلیل برضعف وحقارت خود ندانسته وبرآن باورند که همسرانشان دارای مشکل اند ؛ بنابراین عزت نفسشان حفظ می شود و تمایل به خودکشی در آنها کاهش می یابد. زیرا آنها راه های جبرانی ومنابع حمایتی همانند شغل و منزلت اجتماعی را دارند که باعث کاهش مشکلات ناشی از خشونت همسرانشان می شود .(خسروی ،1383 :111-109 (

منابع:

1.     آرون ، ریمون. 1381.مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی .باقر پرهام (مترجم). تهران : انتشارات علمی و فرهنگی .

2.    ابوالحسن تنهایی، حسین. 1374. درآمدی برمکاتب ونظریه های جامعه شناسی . تهران : انتشارات مرندیز.

3.   استنگل ، اروین .1347. خودکشی و قصد خودکشی . حمید صاحب جمع (مترجم) .تهران : انتشارات اشرفی .

4.    استونز ،راب.1383.متفکران بزرگ جامعه شناسی. مهرداد  میردامادی (مترجم) .تهران : انتشارات مرکز.

5.   اسلامی نسب ،بجنوردی. 1371.بحران خودکشی.تران :نشرفردوس.

6.    اشنایدمن، ادوین. 1378. روانشناسی خودکشی: ذهن خودکشی گرا. مهرداد فیروزبخت(مترجم ). تهران : انتشارات رسا.

7.  امیدی ملایری ، کاوه. 1382." نگاهی به علل وعوامل خودکشی " .فصل نامه ی علمی- کاربردی معاونت اجتماعی ناجا. پیش شماره ی اول .صص 101-88.

8.  باتامور، تی. بی. 2535.جامعه شناسی. سید حسن منصور و سید حسن حسینی کلجاهی (مترجمان ) . تهران : انتشارات جامعه واقتصاد.

9.    تایلر، استیو. 1376. جامعه شناسی خودکشی و علی موسی نژاد (مترجم) . تهران: انتشارات اصفهان .

10.  توسلی ،غلام عباس. 1374. نظریه های جامعه شناسی 1 . تهران :انتشارات دانشگاه پیام نور.

11. حميدحق‌گو، پرويز.1352. پایان نامه :خودکشي. دانشگاه تهران،دانشکده علوم اجتماعي، مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران. 1352-1347:

12. جمیلی کهنه شهری، فاطمه. 1385.  جزوه ی درس نظریه های جامعه شناسی . دانشگاه الزهراء.

13.  خسروی ،زهره . 1383. "بررسی رابطه همسر آزاری با تمایل به افکار خودکشی و آسیب رسانی به همسر در زنان شهر تهران " . فصل نامه ی علمی- پژوهشی مطالعات زنان .سال دوم . شماره ی 6. تهران . صص293-275 .

14. دانش ،تاج الزمان . 1379. مجرم کیست: جرم شناسی چیست . تهران : انتشارات کیهان.

15.   دورکیم، امیل. 1359. تقسیم کاراجتماعی .حسن حبیبی( مترجم ). تهران : انتشارات قلم.

16. دورکیم، امیل . 1378. خودکشی. نادر سالار زاده امیری( مترجم ) . تهران : انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.

17.   دهخدا،علی اکبر.1347. لغت نامه . زیرنظرمحمد معین .تهران : انتشارات دانشگاه تهران.

18.   رشید یاسمی، هوشنگ. 1345. پزشکی قانونی و طب کار. تهران : انتشارات دانشگاه تهران.

19. رفیع پور ،فرامرز. 1378. آنومی یا آشفتگی اجتماعی . تهران : انتشارات سروش.

20. ریئس دانا، فریبز . 1380. بررسی هایی در آسیب شناسی اجتماعی ایران. تهران: انتشارات سازمان بهزیستی کشور.

21. ستوده ،هدایت الله .1378.آسیب شناسی اجتماعی . تهران : آوای نور.

22.   سخاوت،جعفر.1382. جامعه شناسی انحرافات اجتماعی. تهران :انتشارات دانشگاه پیام نور.

23.  سلیمی ، علی و محمد داوری. 1380 . بررسی هایی در آسیب شناسی اجتماعی ایران. تهران: انتشارات آوای نور.

24.   شیخاوندی، داور. 1373. جامعه شناسی انحرافات ، آسیب شناسی جامعوی .تهران : انتشارات مرندیز.

25. طباطبایی ، سید موسی . " تشخیص و پیشگیری از خودکشی جوانان" . ماهنامه ی اجتماعی ، فرهنگی، آموزشی اصلاح و تربیت. شماره ی 41. سال چهارم . مرداد ماه 1384. تهران : صص27-30.

26.   قائمی، علی. 1364. آسیب ها وعوارض اجتماعی: ریشه یابی ، پیشگیری ، درمان . تهران: انتشارات امیری.

27. کارکنان نصرآبادی،محمد."خودکشی از دیدگاه جامعه شناسی". ماهنامه ی اجتماعی ، فرهنگی ، آموزشی اصلاح و تربیت. شماره ی 17 . سال دوم . مرداد 1382 . صص 3-6.

28. کلدی ، علیرضا واردشیر گراوند. " بررسی خوکشی در شهرستان کوهدشت". فصلنامه ی علمیپژوهشی رفاه اجتماعی، سال دوم . شماره 6. زمستان 1381. تهران:صص 275-293.

29.   کلمن ، جیمز سی. 1376 . روانشناس نابه هنجار و زندگی نوین . کیانوش هاشمیان (مترجم). تهران: انتشارات دانشگاه الزهرا.

30.   کوزر ، لوئیس. 1380. زندگی و اندیشه ی بزرگان جامعه  شناسی. محسن ثلاثی (مترجم). تهران: انتشارات علومی.

31.   کوهن، رابرت. 1377. تغییر نگرش و تأثیر اجتماعی . علیرضا کلدی(مترجم) . تهران: انتشارات دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی.

32. کوکرین ، ریموند . 1376. مبانی اجتماعی بیماری های روانی . فریده براتی سده و بهمن بخاریان (مترجمان). تهران : انتشارات رشد.

33.  کیویستو، پیتر. 1380. اندیشه های بنیادی در جامعه شناسی . منوچهر صبوری(مترجم). تهران : انتشارات نی.

34.  گیدنز، آنتونی. 1383. جامعه شناسی .منوچهر محسنی(مترجم). تهران : انتشارات نی.

35. محسنی تبریزی، علیرضا . "ملاحظاتی درباب نظریه ی خودکشی دورکهایم" . نامه ی علوم اجتماعی. شماره ی 7. دوره ی جدید. ج 3 . زمستان 1373. تهران . صص149-117.

36. محمد خانی، شهرام . 1381. پیشگیری از  خودکشی جوانان و نوجوانان : راهنمایی عملی برای معلمان و مشاوران مدارس ومتخصصان بهداشت روان . تهران: انتشارات طلوع دانش.

37. محمدی، زهرا . 1383. بررسی آسیب های اجتماعی زنان در دهه ی 1380- 1370 . تهران: انتشارات شورای فرهنگی اجتماعی زنان.

38. مسکنی ، زهرا. مهر 1383 ."نگاهی به خودکشی و علل آن در جامعه ". ماهنامه ی اجتماعی ، فرهنگی ، آموزشی اصلاح و تربیت . سال سوم .شماره ی 31 . تهران:23-21.

39. نلسون، ریتا ویلکس  و الن سی .ایزرائل. 1375. اختلال رفتاری کودکان. محمد تقی منشی طوسی ( مترجم ). مشهد : انتشارات آستان قدس رضوی.

سالنامه ی آمار کشور در سال 1382.

 

 



موضوعات مرتبط: خودکشی

تاريخ : یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 | 20:14 | نویسنده : موسوی وکتانباف |